نتایح جستجو

  1. hasti_64

    Salam,missi khobam va mamnon ke khosheton omade az neveshteha............ kheili vaght bod ke...

    Salam,missi khobam va mamnon ke khosheton omade az neveshteha............ kheili vaght bod ke zaman nadashtam biam benevisam hala hamash o ye ja neveshtam ...hehehe.......
  2. hasti_64

    بی وفا مانده ام با دوستت دارمی که پیش از رفتنت گفتی چه کنم ...در مشت می فشارمش چون کلید...

    بی وفا مانده ام با دوستت دارمی که پیش از رفتنت گفتی چه کنم ...در مشت می فشارمش چون کلید صندوقچه ای بی آن که با کسی در میان بگذارم راز گنج گرانبهایم را...............
  3. hasti_64

    وقتی کاری انجام نمیشه، حتما خیری توش هست. وقتی مشکل پیش میاد، حتما حکمتی داره. وقتی کسی را از...

    وقتی کاری انجام نمیشه، حتما خیری توش هست. وقتی مشکل پیش میاد، حتما حکمتی داره. وقتی کسی را از دست میدی، حتما لیاقتت را نداشته. ...... وقتی تو زندگیت، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری. وقتی بیمار میشی، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده. وقتی دیگران بهت بدی می‌کنند، حتماً وقتشه که...
  4. hasti_64

    خداوندا آمده ام حس ات کنم خداوندا می خواهم برای همه ء داده ها و نداده هایت بوسه بارانت کنم ...

    خداوندا آمده ام حس ات کنم خداوندا می خواهم برای همه ء داده ها و نداده هایت بوسه بارانت کنم ... خداوندا کمکم کن تا اینگونه بودن را باور کنم یاریم کن تا حس کنم تو را و همه ء رندگی را
  5. hasti_64

    ﻋﻄــﺮ ﺗﻨـــﺖ ﺭﻭﯼ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ...... ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻮﯾﯿـــﺪﻣﺶ....ﻋﻤﯿـــﻖ ﻋﻤﯿــــﻖ! ...

    ﻋﻄــﺮ ﺗﻨـــﺖ ﺭﻭﯼ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ...... ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻮﯾﯿـــﺪﻣﺶ....ﻋﻤﯿـــﻖ ﻋﻤﯿــــﻖ! ... ..................ﻭ ﺑﺎ ﻫـﺮ ﻧﻔــﺲ ﺑﻐﻀـــﻢ ﺭﺍ ﺳﻨﮕﯿــﻦ ﺗﺮ ﮐﺮﺩﻡ! ﻭ ﺑـﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﮕــﺮ.... ﺗﻨت ﺳﻬـﻢ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳـﺖ ...ﻭ ﻏﻤـــﺖ ﺳﻬـــﻢ ﻣـن
  6. hasti_64

    دلتنگی یعنی اینکه: دقیقه به دقیقه گوشیتو چک کنی و وانمود کنی داری ساعتو میبینى............

    دلتنگی یعنی اینکه: دقیقه به دقیقه گوشیتو چک کنی و وانمود کنی داری ساعتو میبینى............
  7. hasti_64

    روزی با خود فکر می کردم اگر او را با غریبه ای ببینم ، شهر را به آتش می کشم ، ولی امروز حاضر...

    روزی با خود فکر می کردم اگر او را با غریبه ای ببینم ، شهر را به آتش می کشم ، ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست !
  8. hasti_64

    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است...

    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند...
  9. hasti_64

    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره...

    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت...
  10. hasti_64

    زندگی چیست؟ زندگی یک گُل سرخ که من از بوته ی احساس خودم می چینم لب یک پنجره ی آبی چوبی به تماشای...

    زندگی چیست؟ زندگی یک گُل سرخ که من از بوته ی احساس خودم می چینم لب یک پنجره ی آبی چوبی به تماشای جریان سرخی اش می شینم لب این پنجره تا این گُل هست می توان تا قله های اوج رفت می شود پرنده بود از درٌه های غم گذشت زندگی دیگر چیست؟ زندگی راز شکیبایی توست وقت آزادی پروانه ی عشق که تو از عمق وجود در...
  11. hasti_64

    باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد

    باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد
  12. hasti_64

    بچه ها تخته سياه است سه نقطه سرخط گفتن اش باز گناه است سه نقطه سرخط بچه ها ديكته تان را بنويسيد...

    بچه ها تخته سياه است سه نقطه سرخط گفتن اش باز گناه است سه نقطه سرخط بچه ها ديكته تان را بنويسيد شما كه خدا پشت و پناه است سه نقطه سرخط بنويسيد دراز است شب و پنجره كور دخترك عاشق ماه است سه نقطه سرخط بنويسيد پدر در پي افسانه نان پسرك چشم به راه است سه نقطه سرخط بنويسيد كه امسال زمستان يخ يخ مرد...
  13. hasti_64

    به چه مي خندي تو ؟ به مفهوم غم انگيز جدايي ؟به شكست دل من يا به پيروزي خويش ؟يا كه به نگاهم كه...

    به چه مي خندي تو ؟ به مفهوم غم انگيز جدايي ؟به شكست دل من يا به پيروزي خويش ؟يا كه به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد ؟ به دل ساده ي من ميخندي كه دگر تا ابد نيز به فكر خود نيست خنده دار است بخند...
  14. hasti_64

    حقيقت آن چيزی نيست که نوشته ميشود آن چيزی است که سعی ميشود پنهان بماند

    حقيقت آن چيزی نيست که نوشته ميشود آن چيزی است که سعی ميشود پنهان بماند
  15. hasti_64

    ساعت دقیق میکنم... زمان نمیگذرد... در خاطره ام... بیداری تقدیر دیر هنگامی است که دام پیش پایم...

    ساعت دقیق میکنم... زمان نمیگذرد... در خاطره ام... بیداری تقدیر دیر هنگامی است که دام پیش پایم گسترد... در خاطره ام... در یادهای دور ... صداها، نگاه ها، تصویرهای گاه واضح و گاه تار و کدر...پوستۀ زندگی را کنار زدم در چی معنا... بودن هر آنچه بود که یافتم... خلاصه در پلک بر هم زدنی... ساعت دقیق...
  16. hasti_64

    اگر چه می دانم دوستم دارد امشب غمگینم چون نگاهش به شیرینی رویاهای من نبود.

    اگر چه می دانم دوستم دارد امشب غمگینم چون نگاهش به شیرینی رویاهای من نبود.
  17. hasti_64

    هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی...

    هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که در پیش روست ، گاهی برای رسیدن باید نرفت ... "
  18. hasti_64

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم. وقتی که...

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم. وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من اغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن!
  19. hasti_64

    نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو ... نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خومب زندگیمو... چرا...

    نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو ... نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خومب زندگیمو... چرا تو اول قصه همه دوستم میدارن... وسط قصه میشه سر به سر من میزارن... تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن
  20. hasti_64

    به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره هاکه چرا...

    به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره هاکه چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم جام قلبم که به دست تو شکست من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟به تو می اندیشمبه تو که غرق در افکار خودی من در اندیشه افکار توام قانعم بر نگه کوته توهر زمان در پی دیدار توام…
بالا