نتایح جستجو

  1. hasti_64

    خداحافـــظ هم نــگفت.. انگــار مــــــی دانست.. با رفتنش خدایــم را هــم خواهد برد...! •

    خداحافـــظ هم نــگفت.. انگــار مــــــی دانست.. با رفتنش خدایــم را هــم خواهد برد...! •
  2. hasti_64

    همین که میبینم شادی همینکه آسمانِ دلت آبیست کافیست ... ...مراقبِ چشمانِ مهربانت باش قرنها خاطره...

    همین که میبینم شادی همینکه آسمانِ دلت آبیست کافیست ... ...مراقبِ چشمانِ مهربانت باش قرنها خاطره دارم با ناگفته هایش هوایِ دلم همیشه هوایِ بودنت میماند با خاطره ها زندگی کردن هم عالمی دارد
  3. hasti_64

    شجاعت می خواهد وفادار احساسی باشی که می دانی شکست می دهد ... روزی نفسهای دلت را ...

    شجاعت می خواهد وفادار احساسی باشی که می دانی شکست می دهد ... روزی نفسهای دلت را ...
  4. hasti_64

    هرشب که سر به بالین می گذارم در آرزوی فردایی هستم با بادکنک های رنگی بچگی ام را با دردست گرفتن...

    هرشب که سر به بالین می گذارم در آرزوی فردایی هستم با بادکنک های رنگی بچگی ام را با دردست گرفتن یکی ازآنها آغاز کردم هرجا که میخواست مرا میبرد گویی آبی بودم در مسیر نهر ...همه چیز گوارا بود تا بادگرگ نمایی آنرا از دستم جدا کرد تا جایی که توانستم به دنبالش رفتم آنقدر اوج گرفت که دیدنش مهال شد...
  5. hasti_64

    نمی گذاشتم به آسانی دلم را ببری اگر می دانستم بعد از تو زندگی کردن چقدر دل می خواهد !!؟

    نمی گذاشتم به آسانی دلم را ببری اگر می دانستم بعد از تو زندگی کردن چقدر دل می خواهد !!؟
  6. hasti_64

    خبر از من داري؟ خبر از دل تنگيهاي من چطور؟ و آن پروانه هاي شادي كه در نگاهم بودند خبرش رسيده كه...

    خبر از من داري؟ خبر از دل تنگيهاي من چطور؟ و آن پروانه هاي شادي كه در نگاهم بودند خبرش رسيده كه مرده اند؟ ...هيچ سراغ دلم را ميگيري؟ ...كسي گفته كه ناي عاشقي ندارد؟ كسي خبر داده كه آب رفته ام از خستگي؟ مچاله ام از دلتنگي؟ میان ما هیچ قاصدکی در پرواز نیست وجدان تو راحت خبرهاي من به تو نميرسن
  7. hasti_64

    جای تو روی صندلی ماشینم خالیست هر لحظه که کنارم را می بینم بغضم می ترسد هیچ کس نمی تواند جای...

    جای تو روی صندلی ماشینم خالیست هر لحظه که کنارم را می بینم بغضم می ترسد هیچ کس نمی تواند جای لبخندهایت را کنارم بگیرد شاید اینست دلیل تنهایی این همه سال معایینه فنی هم که برای کم داشتن تو نمیدهند ...هروز جریمه نداشتن تو را باید بپردازم
  8. hasti_64

    تو اگر کورکورانه عاشق شدی گناه من چه بود که باورت کردم؟ ...

    تو اگر کورکورانه عاشق شدی گناه من چه بود که باورت کردم؟ ...
  9. hasti_64

    حسود شدم به هرکس که چشمانی بدنبال خود دارد دستی برای گرفتن لبانی که می لرزد ...برای گفتن "دوستت...

    حسود شدم به هرکس که چشمانی بدنبال خود دارد دستی برای گرفتن لبانی که می لرزد ...برای گفتن "دوستت دارم" نمی توانم تنهای ام را به بیرون ببرم همینجا در اتاق با آن بازی خواهم می کنم
  10. hasti_64

    هر عاشقی دیوانه است اما هر دیوانه ای عاشق نیست چه می دانم شاید هم روزی بوده است ...مرا کجا می...

    هر عاشقی دیوانه است اما هر دیوانه ای عاشق نیست چه می دانم شاید هم روزی بوده است ...مرا کجا می برید؟ ولم کنید من فقط یک عاشقم یک عاشق عاقل اصلاً غلط کردم عاشق هم نیستم ولم کنید من عاقل شده ام دیگر کسی را دوست ندارم ...
  11. hasti_64

    آن روز خواهد رسید که از تلاطم این روزها این زندگی عبور کنم ...و خودم را به یک ساحل امن برسانم...

    آن روز خواهد رسید که از تلاطم این روزها این زندگی عبور کنم ...و خودم را به یک ساحل امن برسانم روزی که حتم دارم زیاد دور نخواهد بود فقط چه حیف و حقیقتاً چه حیف وقتی تو می توانستی همنشین کشتی من باشی تا لذت لحظه رسیدن را لحظه رویت خشکی را با تو عاشقانه قسمت می کردم ...
  12. hasti_64

    غمگینم مثل شاخه ای که پر شده از برگ های زرد مثل حال و روز زنی که آب و رنگش ...در گذشته جا مانده است

    غمگینم مثل شاخه ای که پر شده از برگ های زرد مثل حال و روز زنی که آب و رنگش ...در گذشته جا مانده است
  13. hasti_64

    نمیتوانم در هم نشینی دوستان بنشینم تحمل دیدن خنده های دونفره شان را ندارم خنده شان گریانم میکند...

    نمیتوانم در هم نشینی دوستان بنشینم تحمل دیدن خنده های دونفره شان را ندارم خنده شان گریانم میکند برق چشمانشان کورم میکند با رقصشان عزادار میشوم ...حق تعالی ببین این بنده ای اشکان نمایت را مرگ تدریجی برایش رویا شده
  14. hasti_64

    به دستان گره کرده ی تو در دستان معشوقه ات مات می مانمـ می سوزمـ آرامشت را می بینمـ...

    به دستان گره کرده ی تو در دستان معشوقه ات مات می مانمـ می سوزمـ آرامشت را می بینمـ ..................... خاکستر می شومـ خنده هایت را می شنومـ ذوب می شومـ آهاـی غریبه ! مراعات دلم را نمی کنی ؟؟؟
  15. hasti_64

    از كودكی آموخته ام .... به چیزی كه به من تعلق ندارد ...! فكر نكنم !! اما ... ناگهان تو ...

    از كودكی آموخته ام .... به چیزی كه به من تعلق ندارد ...! فكر نكنم !! اما ... ناگهان تو ..... تمام فكرم شدی ..!
  16. hasti_64

    با بغض هایش مانده بود چه کار کند لبخندهایش را کجا بگذارد که برنگردد بردارد

    با بغض هایش مانده بود چه کار کند لبخندهایش را کجا بگذارد که برنگردد بردارد
  17. hasti_64

    دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم از تو که با یک نگاهت زیرو رو شد روزگارم دارم از...

    دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم از تو که با یک نگاهت زیرو رو شد روزگارم دارم از تو مینویسم ... دارم از تو مینویسم موقع نوشتنو.... وقت اسم گذاشتنو کسی رو جز تو نداشتم .... اسمی جز تو نمیذاشتم ... من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست
  18. hasti_64

    در کویر تنها شن ها تنها نیستند در دریا ، قطره های آب آسمان یا با ابر است یا ستاره ... خلاصه...

    در کویر تنها شن ها تنها نیستند در دریا ، قطره های آب آسمان یا با ابر است یا ستاره ... خلاصه هیچ وقت تنها نیستند اما تو ... هر جا که بودی می گفتی تنهایی چه با من ، چه بی من حالا آهت را به کویر بده قطره اشکت را به دریا و خودت را به آسمان بسپار درست مثل من قول می دهم که هیچ وقت احساس...
  19. hasti_64

    از "تو "قول گرفته ام که ديگر به خوابهايم نيايی قولت را جدی نمی گيرم مثل هميشه اما انگار همين يک...

    از "تو "قول گرفته ام که ديگر به خوابهايم نيايی قولت را جدی نمی گيرم مثل هميشه اما انگار همين يک بار سر قولت مانده ای چون ماه هاست که خواب نمی بينم ...نه خواب "تو" را نه روزهای بی "تو" بودنم را خوابهای خالی از وجود "تو" شايد رفته ای به جايی که ديگر حتی روياهايم هم نتوانند "تو" را پيدا کنند ! ماه...
  20. hasti_64

    کاش هوا دوباره سرد می شد بهانه ای برای آغوشی گرم و بوسه ای پنهانی اما دريغ از ابری ... باز...

    کاش هوا دوباره سرد می شد بهانه ای برای آغوشی گرم و بوسه ای پنهانی اما دريغ از ابری ... باز آفتاب آمد ... ...افسوس عاشق شدن گناه است گناه بزرگی که کفاره اش يک عمر گريستن است
بالا