اعتراف میکنم 5-4 سالم که بود..یه روز منو داداشم خونه تنها بودیم..مامانم هم بود اما تو حیاط مشغول بود...
به داداشم هم سپرده بود که منو تنها نذاره خیلی شیطون بودم..
خلاصه این داداش ما دستشوییش میگیره..دستشویی هم تو حیاط بود...
دستشویی رفتن این بچه همانا و آتیش سوزوندن من همانا..!!
رفتم در ورودی...