نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی ... شب قشنگی داشته باشی ...
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    میدونی کل اینایی که برات گفتم توی چند ثانیه اتفاق افتاد و من فاصلم با اونا چقدر بود؟ گفتم که ما داشتیم میرفتیم بیرون، و کلی هم جمعیت دورشونو گرفته بودن ولی هیچکی هیچ کاری نکرد، اگه پدره نرسیده بود فکر کنم بچه میمرد ... :( سلام اوستا ...
  3. mohammad sadegh

    شبت بخیر آبجی ... ببخش اگه ناراحتت کردم ...

    شبت بخیر آبجی ... ببخش اگه ناراحتت کردم ...
  4. mohammad sadegh

    آبجی اینجا نمیشه بدم، میگه طولانیه نوشتت ... گذاشتم زیر کرسی ... اینم آدرسش ...

    آبجی اینجا نمیشه بدم، میگه طولانیه نوشتت ... گذاشتم زیر کرسی ... اینم آدرسش ... http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=62314&page=2077
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    گناهکار ... گناهکار ... یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود ... یه مشهدی بود و یه امام رضا ... یه امام رضا بود و یه گنبد طلاش ... یه امام رضا بود و یه ضریحش ... یه امام رضا بود و یه ضریحش که میگن هر کی بره جلوی ضریح و یه سلام ناقابل بده، امکان نداره آقا جواب سلامشو نده ... حتی اگه گناه...
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دوستان تا دقایقی دیگر میخوام اگه بشه یه داستان واقعی و فوق العاده تلخو غمگین براتون بذارم اینجا که خودم شاهدش بودم همین چند شب پیش ... قبلش معذرت میخوام از همتون اگه کسی بابتش ناراحت میشه، ولی خودم اونقدر ناراحت شدم و دلم شکست که گفتم به شماها هم بگم این داستانو ... :( امیدوارم که غمگین نکنم کسی...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه بابا، این " ها " همون بله ی ماست دیگه ... :D
  8. mohammad sadegh

    چشم الان میگم ...

    چشم الان میگم ...
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به به، از شما دیگه انتظار نداشتم ... :razz: آره خب، بعضی وقتا زندگی خرج داره خب، و همچنین جرم مجرم هم زیاد به جامعه و کسی آشیب نمیزنه، پس میشه چشم پوشی کرد ... :D
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    همتون؟ شنیدی میگن ادب از که آموختی؟، چی میگه؟ آره از همون ... ;) آره عزیز، بودم برگشتم امروز، با یونی رفته بودم، کلی خوش گذشت، جای همه خالی ...:) آره آبجی خانوم، اینجوریه ... منم شنیدم اولش داشتم شاخ درمیاوردم، ولی وقتی با چشام میدیدم باورم شد دیگه ... :)
  11. mohammad sadegh

    الان بگم؟ چشم ... ولی چرا؟ من دلم نمیاد گریه ی آبجیمو ببینم .... :(

    الان بگم؟ چشم ... ولی چرا؟ من دلم نمیاد گریه ی آبجیمو ببینم .... :(
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یه بنده خدا ... :D چشم، شما زیر میزیاتو حاضر کن، من تا جلوی قاضیشم ساکت میمونم ... :D
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :biggrin::biggrin::biggrin: چه حالی هم کردیم تو شهرتون ... :D هر کی بچه ی تهرونو میدید میخواست بکنه تو پاچش جنسو، ولی اینا نمیدونستن بچه ی تهرون داریم تا بچه ی تهرون ... :D :eek::eek::eek: به دو سیب نعناع ... :eek::eek::eek: شما چی؟ :eek:
  14. mohammad sadegh

    آخه یه قصه ی واقعی و غمگین بلد شدم و دیدم ... میترسم اگه بگم بچه ها غمگین و ناراحت بشن ...

    آخه یه قصه ی واقعی و غمگین بلد شدم و دیدم ... میترسم اگه بگم بچه ها غمگین و ناراحت بشن ...
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آره، بالاخره شادی واقعی رو بهت نشون میدم حمید جان، مطمئن باش نشونت میدم، بهت قول میدم ... :cool: نگار خانوم شما اول برو یه موجود زنه تو شهرتون برام پیدا کن بعد نگران تمیزی شهرتون باش، به قول یکی: "تو مشهد هوا که سرد میشه همه میبندن میرن خونه هاشون" ... :D
  16. mohammad sadegh

    شبت بخیر و خوشی آبجی خانوم ... خوابای رنگی رنگی ببینی ...

    شبت بخیر و خوشی آبجی خانوم ... خوابای رنگی رنگی ببینی ...
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ای معتاد .... :mad::mad::mad: مارو که معتاد کردی رفت، به این چیکار داری آخه؟ :mad: ایشالا اون روز بهت نشون میدم یه مرد واقعی چجوریه ... :D
  18. mohammad sadegh

    نه بابا، واسه چی یادت بره، اصلا خودم یادت میندازم ... :d

    نه بابا، واسه چی یادت بره، اصلا خودم یادت میندازم ... :d
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ای بیچاره ز _ ذ ... :D برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ... :gol:
  20. mohammad sadegh

    آبجی جان الان دارم سوغاتیای بقیه رو میدم، مال تو که مخصوصه نگه میدارم بعدا بهت میدم، باشه؟

    آبجی جان الان دارم سوغاتیای بقیه رو میدم، مال تو که مخصوصه نگه میدارم بعدا بهت میدم، باشه؟
بالا