نتایح جستجو

  1. M

    مشاعرۀ سنّتی

    زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
  2. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یوسف مصر را بگو سكه به نام خود مزن هر پسری عزیز شد یاد پدر نمی كند
  3. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یوسف بدین رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانیت کنند
  4. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ترا در دل درخت مهرباني به چه ماند بر اشجار خزاني برهنه گشته و بي بار مانده گل و برگش برفته خار مانده
  5. M

    مشاعرۀ سنّتی

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا .
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
  7. M

    مشاعرۀ سنّتی

    الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها
  8. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مردان عشق را به هیاهو چه حاجت است رندان روزگار خموشی گزیده اند
  9. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دامن مفشان از من خاكی كه پس از من زین در نتواند كه برد باد غبارم
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یا رب كجاست محرم رازی كه یك زمان دل شرح آن دهد كه چه گفت و چه‌ها شنید
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی نوا را
  12. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تا فضل و عقل بینی بی‌معرفت نشینی یك نكته‌ات بگویم خود را مبین كه رستی
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی وفا نکردی و کردم خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بریدی و نبریدم
  14. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ندارد چون دل خود رای من تاب نظر چندان چه بر شمشیر مردم کش نگاهی می‌زند خود را
  15. M

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    تنهایی خیلی بده اما خب ما تو خوابگاه بودیم...تو اتاق تنها اما تو مجتمع...اینجوری قابل تحمل بود
  16. M

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    یادش بخیر...تو لیسانس دانشگامون به شاگرد اولا و اینا یسری اتاق تک نفره میداد دقیقا همینجوری بود، زندگی توش خوب بود اما باید تمیز نگهش میداشتی ینی اصلا نمیشد کثیف و به هم ریخته باشه چون توی کمترین زمان ممکن دیگه جایی برا خودت نبود :D
  17. M

    مشاعرۀ سنّتی

    هزار جهد بکردم که یار من باشی مرادبخشِ دل بی‌قرارِ من باشی چراغِ دیده شب زنده‌دار من گردی انیسِ خاطرِ امیدوار من باشی
  18. M

    مشاعرۀ سنّتی

    از آن به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
  19. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند
بالا