نتایح جستجو

  1. S

    این چه آواتاریه خو؟ وحشت کردم...رزا چرا جوگیر شده؟:d

    این چه آواتاریه خو؟ وحشت کردم...رزا چرا جوگیر شده؟:d
  2. S

    سلام خوب هستین؟من دو جلسه ست کلاسپایپینگ میرم...و جالبه که جزوه ای که برای پایپینگ بهمون دادن به...

    سلام خوب هستین؟من دو جلسه ست کلاسپایپینگ میرم...و جالبه که جزوه ای که برای پایپینگ بهمون دادن به اسم نوین پارسیانه...جزوه خوبی هم هست...البته من مجتمع فنی تهران میرم...تا جایی که فهمیدم اعتبار مجتمع زیاده...و حتی مدارکش استرلیا هم اعتبار داره...احتمالا بابل هم باید نمایندگی داشته باشه...البته...
  3. S

    yeyeyeyeye من همیشه خوشمل میخندم.هم قدیما...هم جدیدا...بهله:d

    yeyeyeyeye من همیشه خوشمل میخندم.هم قدیما...هم جدیدا...بهله:d
  4. S

    عرفان نظرآهاری

    دختر هیچ خواستگاری نداشت. او هر روز از پنچره چشم به راه کسی بود. روزها یکی یکی می آمدند، اما کسی با آنها نبود. روزها هفته می شدند و دسته جمعی می آمدند اما کسی همراهشان نمی آمد. روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیله هایشان ماه و سال می شدند و می آمدند اما کسی را با خود نمی آوردند...
  5. S

    هر هر هر...بازم رد پستامو زدی؟:d

    هر هر هر...بازم رد پستامو زدی؟:d
  6. S

    عرفان نظرآهاری

    شیطان مسئول فاصله هاست گفت:کسی دوستم ندارد،می دانی چقدر سخت است؟این که کسی دوستت نداشته باشد؟تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی،حتی تو هم بدون دوست داشتن... خدا هیچ نگفت. گفت:به پاهایم نگاه کن!ببین چقدر چندش آور است،چشم ها را آزار می دهم،دنیا را کثیف می کنم،آدمهایت از من می ترسند،مرا می...
  7. S

    عرفان نظرآهاری

    صبح بود. تلفن زنگ خورد. گنگ خواب دیده گوشی را برداشت. هتلدار گفت: می خواستم بیدارتان کنم، در ضمن به ساعت قیامت چیزی نمانده. گنگ خواب دیده با عصبانیت گوشی را کوبید و گفت: نمی خواهم بیدارم کنید. با چه زبانی بگویم نمی خواهم بیدارم کنید. از این شوخی قیامت هم دیگر خسته شدم. تلفن اتاق زنگ خورد...
  8. S

    عرفان نظرآهاری

    عاشق می خواست به سفر برود. روزها ، ماه ها ، سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ما ه ها را مرتب می کرد و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد. او هروز تو جیب های چمدانش شنبه و یک شنبه می ریخت و چه قرن هایی که ته چمدانش جا داده بود. وسال ها بود...
  9. S

    اهه دخمله...کوجا رفتی؟:w05: گفتم بیا اسپمااااااااا:w07: گول نخوردی؟:w18:

    اهه دخمله...کوجا رفتی؟:w05: گفتم بیا اسپمااااااااا:w07: گول نخوردی؟:w18:
  10. S

    آیدین...فکر میکنم اسمت آیدین نیست...نمیدونم چرا... خیلی لطیف مینویسی...نوشته هات یه حس آشنا بهم...

    آیدین...فکر میکنم اسمت آیدین نیست...نمیدونم چرا... خیلی لطیف مینویسی...نوشته هات یه حس آشنا بهم میدن...با اینکه پسری...ولی خیلی احساسات جالبی داری...دوست دارم نوشته هات رو بخونم...شبت ستاره بارون.
  11. S

    عرفان نظرآهاری

    سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود . اما زخمی در پهلو دارم . زخمی که به دشنه ای تیز ، پدر برایم به یادگار گذاشته است . هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می کد و من نوشدارو ندارم . پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو ، برابر هیچ کی کاووسی گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پلو و تیر در گرده ،...
  12. S

    عرفان نظرآهاری

    من عاشق این نوشته (میراث پدرم علیه سلام) هستم...البته آرش کمانگیرش هم دوست دارم ولی هرچقدر گشتم پیدا نکردم...و چون چند وقت پیش 3 4 تا کتابش رو با هم خوندم...و همون شب یادداشتشون کردم اسم کتاباش یادم نیست...ولی من هشتمین آن هفت نفرم...در سینه اش نهنگی میتپد یادمه بینشون بود... راستی این نویسنده...
  13. S

    آخی...نازی...چقدر با احساس...واقعا حسش کردم...تو واقعا پسری؟خیلی با احساسی....... ساعت شبانه...

    آخی...نازی...چقدر با احساس...واقعا حسش کردم...تو واقعا پسری؟خیلی با احساسی....... ساعت شبانه روزیم تیک تاک نمی کند...ترجمان صدایش شب-روز...شب -روز است به حرمت همه روزها و شبهایی که خوشرنگ ترین چشمان قهوه ای را از چشمان قهوه ایم دریغ کرده ای،تاریکی شب را نظاره مینشینم...شاید برق قهوه ای عجیبی...
  14. S

    بلی...تو چخدر سخت و جیگمولی مینویسی:d

    بلی...تو چخدر سخت و جیگمولی مینویسی:d
  15. S

    تکی بیا تاپیک ایدین اسپم بکنیم...حال میده:d

    تکی بیا تاپیک ایدین اسپم بکنیم...حال میده:d
  16. S

    خوشمل بود...خودت نوشتی؟ تو با این ثانیه های خاکستری بعد رفتنت زخمهایم را بخیه بزن...با دلم چه...

    خوشمل بود...خودت نوشتی؟ تو با این ثانیه های خاکستری بعد رفتنت زخمهایم را بخیه بزن...با دلم چه میکنی؟ قرنها بخیه لازم دارد.....
  17. S

    عرفان نظرآهاری

    هرهزارسال یک بارفرشته ها قالی جهان را درهفت آسمان می تکانند تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهرباربا خود می گویند: این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد این فرش فاجعه است... با زمینه سرخ خون... و حاشیه های کبود معصیت ... با طرح های گناه و نقش بر جسته های ستم... فرشته...
  18. S

    سلام خانمی...خوبی؟چه خبرا......باوشه الان میام

    سلام خانمی...خوبی؟چه خبرا......باوشه الان میام
  19. S

    سلام تکی جونم....خوبی گلم؟مرسی عزیزم...منم همیشه ها به یادتم...یه عالمه بووووووس...برات پیغام هم...

    سلام تکی جونم....خوبی گلم؟مرسی عزیزم...منم همیشه ها به یادتم...یه عالمه بووووووس...برات پیغام هم میذارم...یه عالمه درس بوخون معدل الف شی......ایشالا همه امتحاناتت رو خوب خوب بدی.........یه عالمه بخل...دومست دارم.....بوووووووس..
  20. S

    ممنون...کاریکاتورا خیلی جالب بود...خصوصا اولی...من یه زمانی یه جعبه پر از کاریکاتورهای روزنامه...

    ممنون...کاریکاتورا خیلی جالب بود...خصوصا اولی...من یه زمانی یه جعبه پر از کاریکاتورهای روزنامه ها داشتم...بعد یه روز نمیدونم چم شد...همه رو ریختم دور...ولی منو یاد اون روزها انداختین.
بالا