ملانصرالدین عازم شهر بلخ بود، در بین راه دید یک نفر خرش با بار افتاده و به تنهایی نمی تواند آن را از زمین بلند کند. ملا جلو رفت و دم خر را گرفت تا به کمک صاحبش آن خر را بلند کند. از قضا دم خر در دست ملا کنده شد. صاحب خر با خشونت دم خر را گرفت و گذاشت دنبال ملا و همینطور که ملا داشت می دوید، اسب...