نتایح جستجو

  1. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    ویرانه نه آنست ک جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که بار هر نگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
  2. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز صد بار بسوختیم و خامیم هنوز هلالی جغتایی
  3. sar sia

    یکی رو انتخاب کن

    ایرانی mp3 یا mp4
  4. sar sia

    به نام زن... ♡

    مانده ام حکمت اینکار چه بوده که خدا اینقَدَر خواااااسته روی تن تو کار کند؟ اینقدر خواسته با سادگیِ هر چه تمام پیش چشم تو مرا سخت گرفتار کند ذوقم این است نصیب چه کسی خواهد شد شاهکاری که خدا بعد تو تکرار کند مثل من کار دلش ساخته است آنکس که عاشقت باشد و در پیش تو انکار کند من سمج نیستم ای دوست که...
  5. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    دل بجز خواستهٔ دوست چه میخواهد؟ هیج ما گذشتیم ز خیر تو بگو دیگر چه؟
  6. sar sia

    هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

    چرا مدیران و کارمندان دولت با پول بیت المال برای همدیگر در نوشابه باز میکنن؟ چرا هر وقت ماموریت کاری میرن بیشتر از کاری که میکنن مخارج روی دست بیت المال قرار میدن؟ واقعا چرا؟
  7. sar sia

    رد پای احساس ...

    یکدم ز بی‌وفایی عالم غمت مباد یک عمر عاشقی کن و یک دم غمت مباد مردم به هر که آینه شد سنگ می‌زنند از طعنه‌های عالم و آدم غمت مباد گفت: اولین نشانهٔ عاشق شدن غم است؟ بوسیدمش بگریه و گفتم : غمت مباد روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم من می‌روم ز یاد تو کم‌کم، غمت مباد دلشورهٔ وصال و پریشانی فراق از...
  8. sar sia

    🔺️هوای تو... ♡

    تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت غیر از تو من به هیچ‌کس انگار هیچ‌وقت این‌جا دلم برای تو هِی شور می‌زند از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت اخبار گفت شهر شما امن و راحت است من باورم نمی‌شود، اخبار هیچ‌وقت حیفند روزهای جوانی، نمی‌شوند این روزها دو مرتبه تکرار هیچ‌وقت من نیستم بیا و فراموش کن مرا کی...
  9. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    در پنجره ، دیدارِ که را می جویی؟ در آینه بنگر که نگارت آنجاست
  10. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    هی داد هی هوار هادی هدی رو دعوا کرد
  11. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    تعداد نبضِ من که در آشوب می زند با شعرِ بوسه هایِ تو تنظیم واجب است بامت بلند و معنی آن سخت و مشکل است دل پیشِ عشقِ نابِ تو تفهیم واجب است جواد مزنگی
  12. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    مـنی که خاک نشیـن بودم از تجلی عشق گذشته ام ز فلک هم به نردبان سکوت صفایِ این چمن از مرغهای دیگر بپرس که من خزیده ام اکنـون به آشیـان سکوت
  13. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    ماه ما کو
  14. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    آهو ندیده ای که بدانی فرار چیست صحرا نبوده ای که بفهمی شکار چیست باید سقوط کرد و همینطور ادامه داد دریا نرفته ای بچشی آبشار چیست پیش من از مزاحمت ِ بادها نگو طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد یک بار هم سوال نکردی "بهار چیست؟
  15. sar sia

    يک كلمه بدون نقطه

    هر دلی دلداری داره
  16. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    سر بنه بر سینة من ساعتی از روی لطف تا بماند هفته‌ها بوی تو در پیراهنم عاشقی نازکدلم، کم ظرف مانند حباب دم مزن با من به تندی ، زانکه در دم بشکنم آتش عشقت نمی‌دانی چه با من می‌کند برقِ عالمسوز را سر داده‌ای در خرمنم نیستی آگه ز رسم دوستی، بشنو که من آنچنانت دوست می‌دارم که با خود دشمنم محمد قهرمان
  17. sar sia

    رد پای احساس ...

    مـعـرکـه بـرپاسـت ، امّـا یـک نفـر از دل هـنـگامـه ، فـریادم نـکـرد جز دوات و دفتـر و گوگل ، کسی شـاعـری ممـتاز ، قـلـمـدادم نـکـرد بـس مـعـذّب کـرد مـرا جـور زمـان هــیــچ بـا آبــا و اجــدادم نــکــرد آنـچـه بـر مـا کـرده دستـگاه جـفا دیــو و دد بــا آدمـیــزادم نـکــرد یزدان ماماهانی
  18. sar sia

    باغ باران

    گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانیمان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
  19. sar sia

    یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

    مشتری وقتی که بسیارست سرگرمی ولی در کسادی تازه میفهمی خریدارِ تو کیست دست و پایت نه در آنروزی که قلبت بشکند تازه در آن موقع میدانی مددکار تو کیست هر کسی آید عیادت آخر شب میرود تازه آن هنگام میفهمی پرستار تو کیست میرسد روزی که اطرافت نمیماند کسی آن زمان پی می بری یار وفادار تو کیست
  20. sar sia

    كوي دوست

    عزم رفتن داری و من ناگزیر از ماندنم ای مسافر بازوان را حلقه کن برگردنم سر بنه بر سینة من ساعتی از روی لطف تا بماند هفته‌ها بوی تو در پیراهنم عاشقی نازکدلم، کم ظرف مانند حباب دم مزن با من به تندی ، زانکه در دم بشکنم آتش عشقت نمی‌دانی چه با من می‌کند برقِ عالمسوز را سر داده‌ای در خرمنم نیستی آگه ز...
بالا