نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل /چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک/به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی/که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
کاش دانه هاے دلم همچون انارے پیدا بود ...
تا میدیدے هر دانه هزار دانه تورا دوست می دارد...
و...
و مرا همین بس که دوستت دارم
مثل دیروز..مثل امروز..تا ته فردا