از کجا بنویسم
که باز دلت نگیرد و از پیشم نروی
از تلخی های دلکمپیش دوست و غریبه نگویمبی هیچ سخنی از دلتنگی ها
لبخندی بر لب آورم که خود نیز ندانم این لبخند از غم های دفن شده در صندوقچه دلم است یا ازبی کسی هایملیوانی پر از آب بر می دارم و به جای نوشیدنش بر روی خودم می ریزم شاید از این حال رخوت...