خاطرات زیبا از سرداران شهید و رزمندگان
خاطره ای از سردار شهید
حاج محمد ابراهیم همت
محو سخنان حاج همت بوديم كه در صبحگاه لشگر با شور و هيجان و حركات خاص سر و دستش مشغول سخنراني بود. مثل هميشه آنقدر صحبت هاي حاجي گيرا بود كه كسي به كار ديگري نپردازد.
سكوت همه جا را فراگرفته بود و صدا فقط صداي...