نتایح جستجو

  1. solo69

    من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم عشق فريبم دهد كه مهر ببندم مرگ...

    من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم عشق فريبم دهد كه مهر ببندم مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم پاي اميد دلم اگر چه شكسته است دست تمناي جان هميشه دراز است تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد چشم خدا بين من به روي تو باز است
  2. solo69

    بخوان، اي مرغ مست بيشه دور، كه ريزد از صدايت شادي و نور، قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه هزاران...

    بخوان، اي مرغ مست بيشه دور، كه ريزد از صدايت شادي و نور، قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه هزاران نغمه دارم چون تو پر شور !
  3. solo69

    قابلی نداشت:victory:

    قابلی نداشت:victory:
  4. solo69

    سپردم سينه را بر سينه كوه غريق بهت جنگل هاي انبوه غروب بيشه زارانم در افكند به جنگل هاي بي...

    سپردم سينه را بر سينه كوه غريق بهت جنگل هاي انبوه غروب بيشه زارانم در افكند به جنگل هاي بي پايان اندوه ! *** لب دريا، گل خورشيد پرپر ! به هر موجي، پري خونين شناور ! به كام خويش پيچاندند و بردند، مرا گرداب هاي سرد باور !
  5. solo69

    خیلی زیبا بود ممنون مرررررررررررررسی

    خیلی زیبا بود ممنون مرررررررررررررسی
  6. solo69

    آب از ديار دريا، با مهر مادرانه، آهنگ خاك مي كرد ! *** برگرد خاك ميگشت گرد ملال او را از چهره...

    آب از ديار دريا، با مهر مادرانه، آهنگ خاك مي كرد ! *** برگرد خاك ميگشت گرد ملال او را از چهره پاك مي كرد، *** از خاكيان، ندانم ساحل به او چه مي گفت كان موج ناز پرورد، سر را به سنگ مي زد خود را هلاك مي كرد !
  7. solo69

    دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم...

    دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم ! روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم روشن شود كه آتشم و آب نيستم !"
  8. solo69

    نشسته ماه بر گردونه عاج . به گردون مي رود فرياد امواج . چراغي داشتم، كردند خاموش، خروشي داشتم،...

    نشسته ماه بر گردونه عاج . به گردون مي رود فرياد امواج . چراغي داشتم، كردند خاموش، خروشي داشتم، كردند تاراج ...
  9. solo69

    نمیدونم والا حتما نوشته هاتون سایزشون بزرگه

    نمیدونم والا حتما نوشته هاتون سایزشون بزرگه
  10. solo69

    سلام خواهر گلی روزت بخیر خیلی قشنگ بود با معنی مرررررررررررررررررررررررررررسی

    سلام خواهر گلی روزت بخیر خیلی قشنگ بود با معنی مرررررررررررررررررررررررررررسی
  11. solo69

    خورشيد، زخم خورده، گسسته، گداخته، مي رفت و اشك سرخش. بر آب مي چكيد . در بيشه زار دريا، مي گشت...

    خورشيد، زخم خورده، گسسته، گداخته، مي رفت و اشك سرخش. بر آب مي چكيد . در بيشه زار دريا، مي گشت ناپديد ! *** ديگر دلم به ماتم مرگش نمي تپبد ! بازيگران شعبده را مي شناختم ! فردا دوباره از دل امواج مي دميد ! من ، خسته، زخم خورده، گسسته ... در بيشه زار حسرت خود، مي گداختم !
  12. solo69

    خروش و خشم توفان است و، دريا، به هم مي كوبد امواج رها را . دلي از سنگ مي خواهد، نشستن، تماشاي...

    خروش و خشم توفان است و، دريا، به هم مي كوبد امواج رها را . دلي از سنگ مي خواهد، نشستن، تماشاي هلاك موج ها را!
  13. solo69

    در اين جهان لا يتناهي، آيا، به بيگناهي ماهي، - ( بغضم نمي گذارد، تا حرف خويش را از تنگناي سينه...

    در اين جهان لا يتناهي، آيا، به بيگناهي ماهي، - ( بغضم نمي گذارد، تا حرف خويش را از تنگناي سينه بر آرم ! ) گر اين تپنده در قفس پنجه هاي تو، اين قلب بر جهنده، آه، اين هنوز زنده لرزنده، اينجا، كنار تابه ! در كام تان گواراست ؛ حرفي دگر ندارم ! ...
  14. solo69

    ممنون توکلتون بخدا با سعی و تلاش میشه موفق شد

    ممنون توکلتون بخدا با سعی و تلاش میشه موفق شد
  15. solo69

    به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري...

    به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!
  16. solo69

    پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟ گفتند: اگر تو نيز، از اوج بنگري خواهي هزار بار از اوج...

    پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟ گفتند: اگر تو نيز، از اوج بنگري خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!
  17. solo69

    نه بابا موفق باشید انشاا...:gol:

    نه بابا موفق باشید انشاا...:gol:
  18. solo69

    ظاهرا خیلی خوشتون نیومد؟

    ظاهرا خیلی خوشتون نیومد؟
  19. solo69

    مي خواند و باز مي خواند، بغض هزار ساله ي درونش را انگار مي گشود اندوه زاست زاري خاموش...

    مي خواند و باز مي خواند، بغض هزار ساله ي درونش را انگار مي گشود اندوه زاست زاري خاموش! ناگفتني است... اين همه غم؟! ناشنيدني است!
  20. solo69

    [IMG]

    [IMG]
بالا