مونسم را به خاك سپردم
اون روز بيچاره شده بوديم، 46 شهيد غواص همه دست ها بسته، چشم ها بسته، پاها با سيم تلفن بسته، اما پيكر ها كامل!
معلوم بود چه اتفاقي افتاده، من ديگه نميگم، خودتون حدس مي زنيد!
با دقت زياد نشستم پيكرها را بررسي كردم؛ همه دو دست دارند، پس اين دست از كدوم...