نتایح جستجو

  1. solo69

    بسلامتی خوش بگذره بهت:w32::w33:

    بسلامتی خوش بگذره بهت:w32::w33:
  2. solo69

    [IMG]اینم کیک تولد

    [IMG]اینم کیک تولد
  3. solo69

    خواهش میکنم :gol:

    خواهش میکنم :gol:
  4. solo69

    انشاا... صد سال عمر با عزت و پربرکت اطز خدا بگیری زیرسایه مولا علی

    انشاا... صد سال عمر با عزت و پربرکت اطز خدا بگیری زیرسایه مولا علی
  5. solo69

    [IMG]

    [IMG]
  6. solo69

    سلام شب بخیر میدونم نتظر بودم خودت بیای بعد تبریک بگم...

    سلام شب بخیر میدونم نتظر بودم خودت بیای بعد تبریک بگم تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووولدت مبارک
  7. solo69

    ممنون ولی فکر نکنم زیاد خوب باشه امتحان خیلی سخته انشاا... خودتم موفق باشی:D

    ممنون ولی فکر نکنم زیاد خوب باشه امتحان خیلی سخته انشاا... خودتم موفق باشی:D
  8. solo69

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های...

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را...
  9. solo69

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های...

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را...
  10. solo69

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های...

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را...
  11. solo69

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های...

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را...
  12. solo69

    نه بابا من چیکار به این آقای محترم دارم من به 1چیز دیگه خندیدم

    نه بابا من چیکار به این آقای محترم دارم من به 1چیز دیگه خندیدم
  13. solo69

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های...

    رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم کرد خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند نغمه ها را...
  14. solo69

    برو منم خیر سرم 5شنبه میان ترم دارم انشاا... موفق باشی

    برو منم خیر سرم 5شنبه میان ترم دارم انشاا... موفق باشی
  15. solo69

    خوب بخون توکلتم به اون بالایی باشه انشاا... موفق میشی

    خوب بخون توکلتم به اون بالایی باشه انشاا... موفق میشی
  16. solo69

    شکر که خوبی درسا خوب پیش میری؟

    شکر که خوبی درسا خوب پیش میری؟
  17. solo69

    که ایستاده به درگاه ... ؟ آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار بر گونه های تو ایا شیارها زخم سیاه...

    که ایستاده به درگاه ... ؟ آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار بر گونه های تو ایا شیارها زخم سیاه زمستان است ... ؟ در ریزش مداوم این برف هرگز ندیدمت زخم سیاه گونه ی تو از چیست ؟ آن شال سبز را ز شانه خود بردار در چشم من همیشه زمستان است
  18. solo69

    سلام شب بخیر ممنون خوبم خودت خوبی؟

    سلام شب بخیر ممنون خوبم خودت خوبی؟
  19. solo69

    مردی که آمد از فلق سرخ در این دم آرام خواب رفته پریشان شد ویران و باد پرکند بوی تنش را میان خزر...

    مردی که آمد از فلق سرخ در این دم آرام خواب رفته پریشان شد ویران و باد پرکند بوی تنش را میان خزر ای سبز گونه ردای شمالی ام جنگل اینک کدام باد بوی تنش را می آرد از میانه ی انبوه گیسوان پریشانت که شهر به گونه ی ما در خون سرخ نشسته است .... ؟ آه ای دو چشم فروزان در رود مهربان کلامت جاری ست هزاران...
  20. solo69

    که ایستاده به درگاه ... ؟ آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار بر گونه های تو ایا شیارها زخم سیاه...

    که ایستاده به درگاه ... ؟ آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار بر گونه های تو ایا شیارها زخم سیاه زمستان است ... ؟ در ریزش مداوم این برف هرگز ندیدمت زخم سیاه گونه ی تو از چیست ؟ آن شال سبز را ز شانه خود بردار در چشم من همیشه زمستان است
بالا