نتایح جستجو

  1. solo69

    کوچه های تنهایی

    درچشمانم تنــهـــــــا یی ام را پنهان می کنم در دلم ، دلتنــــــگی ام را در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را در لبخندم ، غــــــصه هایم را دل من چه خردسال است ساده می نگرد ساده می خندد ساده می پوشد دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست ساده می افتد... ساده مــــی شکند... ساده مـــــــی میرد... دل من...
  2. solo69

    کوچه های تنهایی

    قصه بگو تا بخوابم... امشب قصه آمدنت را ميخواهم... ميخواني!؟
  3. solo69

    تولده سها جونه...تولد ...تولد...تولدش مبارک

    معذرت دیر شد سها جان تولدت مبارک انشاا.... صد سال عمر با برکت رو از خدا بگیری
  4. solo69

    کوچه های تنهایی

    وقتی‌ میشکنم ……. خوب نگاهم کن .. شاید روزی .. به دنبال تکه‌هایم بگردی .. !!!!
  5. solo69

    کوچه های تنهایی

    وقتی حواست نیست نگاهت میکنم و حل میشوم در تو! هیچ میدانی در رویاهایم سر بر شانه ات میگذارم و وزش نفسهایم را بر سر انگشتانت میلغزانم؟ راستی ساعت چند است؟ باید بیدار شوم دیگر خواب هم گنجایش رویاهایم را ندارد!
  6. solo69

    کوچه های تنهایی

    باید بدجنس باشی..!! تا عاشقت باشن……!! باید خیانت کنی………!! ………. تا دیوونه ات باشن…!! باید دروغ بگی……………!!……..تا همیشه تو فکرت باشن…!! باید هی رنگ عوض کنی……!!…………..تا دوسِت داشته باشن…!! اگه ساده ای …!!…اگه باوفایی…!!….اگه یک رنگی…!!………همیشه تنهایی…!
  7. solo69

    کوچه های تنهایی

    من خسته ام وغرورم اجازه نمی دهد بیفتم از پا حتی تبرهایی که در ریشه هایم گیر کرده اند با تعجب نگاهم می کنند این درخت مگر چند ساله است!!
  8. solo69

    کوچه های تنهایی

    در این میخانه ی خاموش و دور افتاده و خلوتکم و کم کم من و خلوت لبی تر می کنیم آهسته و نم نم حریفم خلوت و ساقی سکوت ساکت صحرا و من خاموش خاموشم و چشم انداز من تا چشم بیند دشت همین است و همین بازی است و دیگر هیچ و دیگر هیچ..........
  9. solo69

    کوچه های تنهایی

    واینک این منم حیران وسرگردان در این بیغوله ی دنیا میان این همه چون و چراهایی که همچون گردبادی سرکش و مهلک به هر سو می کشاند پیکر فرسوده ی من را نمی دانم که فردایم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم لیک می خواهم که چون نیلوفرآبی بیابم آفتابم را رهایی یابم از هر بندی و دستی و بنشینم کنار چشمه ی...
  10. solo69

    کوچه های تنهایی

    یادت هست ؟؟؟هنگام وداع تو درخت تاک خانه می گریست تو خندیدی و ناباورانه پرسیدی باران می بارد!!!!؟؟؟........ و ندانستی چه سوزناک در دل میگریم من اکنون اشکهای تاک خشکیده اند اما هنوز چشمان همیشه در انتظار من بارانی است.............
  11. solo69

    کوچه های تنهایی

    خوشا به حال آنانکه همیشه د رخوابندبی خبر از خویشتن خویش و آنچه گذشته است و میگذرد خسته ام از بیداری...................... دستانم را به زنجیر بکش پرده ی سیاهی بر دریچه ی قلبم بیاویز چشمانم را بر روی هر چه دیدنست ببند و گوشهایم را بر روی هر چه شنیدنیست بر لبانم مهر سکوت بنشان بگذار کمی بخوابم و...
  12. solo69

    کوچه های تنهایی

    من و بیکران تنهاییسکوتی رمز آلود آرامشی بس عمیق و رها شدن از من من نزدیک نزدیکم نزدیک به خدا.........
  13. solo69

    کوچه های تنهایی

    شب سر قبرم که میای دفتر شعرتم بیار ورق بزن هق هقمو تو بغض تلخ انتظار بشین کناره قبر من درد دلامو بشنو دلم گرفته نازنین برات یه سینه حرف دارم کنار این خاک صبور غربتمو حوصله کن تو خط به خط گریه هات خاطره هامودوره کن می خوام بگم یادت نره خاطره هامون و عزیز...
  14. solo69

    [IMG] گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروب آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست...

    [IMG] گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروب آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست من وضـو خواهم سـاخـت از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد
  15. solo69

    [IMG]

    [IMG]
  16. solo69

    کوچه های تنهایی

    دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی در کویر گرفته است ... دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق گم می شود ... به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ ... نمی دانم بوی شوقی که از نفس های غمناک این شب به جان می رسد از کرانه های وصال توست یا از نرگس...
  17. solo69

    علیک سلام

    علیک سلام
  18. solo69

    سلام ممنون بابت عکس زیبایی که برام گذاشتین

    سلام ممنون بابت عکس زیبایی که برام گذاشتین
  19. solo69

    کوچه های تنهایی

    خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه احساس، خسته از این کلمات کودکانه… خسته از جستجو کردن، خسته از فراموش کردن بودنم ، فراموش کردن هستی ام... خسته از بازیهای بچه گانه، از بازی با این همبازیهای بچه تر از خودم ... خسته از کشیدن منحنی به شکل قلب و پرتاب تیری به سوی آن .... !! خسته از...
  20. solo69

    کوچه های تنهایی

    نه به اون عشقو امیدو آرزو،نه به این جنگ و جدال و گفتگو،نه به اون گریه و دوست دارمو دلتنگی ، نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی ، نه به دلبستگیات نه به ایت خستگیات! کاش تو ی فصلای زشت سرنوشت یکی این دلتنگیامو می نوشت یکی از دستای سرد ارزو گرمی دستای عشق و می گرفت یکی که سکوت تنهاییم رو با...
بالا