بوی باران تنت
از کویرنبودنت
بلند میشود....
ودیوانگی...
همبستر حیرانی
دست بر دامان اسمان
ریزش فریاد ها را
میزاید
...
می بندم
پلک های حضور را
عبور میکنی...
از کوچه پس کوچه های خاکستریه ذهنم
وانگار در من
"من"
دوباره خلق میشود...
...
من مانده ام
تو
چقدر قشنگ ...
عبور میکنی...
آ.آ.خ...
بوی باران تنت
از کویرنبودنت
بلند میشود....
ودیوانگی...
همبستر حیرانی
دست بر دامان اسمان
ریزش فریاد ها را
میزاید
...
می بندم
پلک های حضور را
عبور میکنی...
از کوچه پس کوچه های خاکستریه ذهنم
وانگار در من
"من"
دوباره خلق میشود...
...
تو
چقدر قشنگ ...عبور میکنی...
آ.آ.خ...
راستش انیس به نظر من این غذا از ترکیب کمی برخورداره
باید کمی توش پای خرچنگو
عصاره ی حلزونو
باله ی سوسک و
کله ی ملخ ترکیب بشه
کرمو خشکو خال که نمیشه داد دست مردم....والا به خوودا:دی