زنگ کلاس خورده بود و منتظر اومدن معلم بودیم!!
من داشتم فکر می کردم که ناگهان یه فکر خبیثانه به ذهنم رسید....
تو کلاس ما یه صندلی ابری پلاستیکی(ابری که روش چرم مشکی کشیدن) بود که مخصوص معلم بود....
اول با سوزن تمام صندلی رو سوراخ سوراخ کردیم، بعد رفتیم تخته پاک کن رو از آب اشباع کردیم و آوردیم...