ناامید شدن بدترین درد روی زمینه
اما بدتر ازاون اینه که درد داشته باشی نتونی به کسی بگی...
اونوقته که کم کم بغضات رسوب میکنه...
بعد خیلی اروم بدون اینکه بفهمی میزنه به قلبت..
اونوقته که قلبت از سنگ میشه...
خداااااااایا من هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم نامم را گذاشتند با جنبــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــه!!!!! !بی انکه بدانندخندیدم تا صدای شکستن قلبم را نشنوند....................
روزها رفتند و من دیگر ، خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان ، میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید ، عاقبت روزی به دیدارم
(فروغ فرخزاد)
ناامید شدن بدترین درد روی زمینه
اما بدتر ازاون اینه که درد داشته باشی نتونی به کسی بگی...
اونوقته که کم کم بغضات رسوب میکنه...
بعد خیلی اروم بدون اینکه بفهمی میزنه به قلبت..
اونوقته که قلبت از سنگ میشه...
دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و...
خداااااااایا من هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم نامم را گذاشتند با جنبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!!! !بی انکه بدانندخندیدم تا صدای شکستن قلبم را نشنوند....................