:cry:.....متین عزیزم . با خوندن هر کلمه از جملاتت انگاری نیشی تو قلبم فرو و فرو تر میرفت ...چی میتونم بگم الان ..که اروم باش ...که صبور باش ...نمیدونم ..همیشه این طور وقتها قفل میشم ....هیچی نمیتونم بگم ....گفتی که خدا نخواست که مامان برگرده ...و ما همیشه در مقابل خواسته های خدا سره تعظیم فرود...