می گفت: خاطره سفره نیست که پهن کنی روی گل های قالی و بگویی همین است نان و نمکش، هست و نیستش. خاطره ذره ذره به ذهن برمی گردد، هیچ وقت هم آن شکل کاملی را که آدم دوست دارد پیدا نمی کند. حق داشت این را بگوید و همین است. گذشته ها ذره ذره به ذهن برمی گردد. بعد می شود تصویر یا واقعه ای کامل را به دست...