چه قدر خوب است
که ما هم یاد گرفته ایم
گاه برای ناآشناترین اهل هر کجا
حتی خوابِ نور و سلام و بوسه می بینیم
گاه به یک جاهایی می رویم
یک دره های دوری از پسین و ستاره
از آوازِ نور و سایه ی روشنِ ریگ
و می نشینیم لبِ آب
لبِ آب را می بوسیم
ریحان می چینیم
ترانه می خوانیم
و بی اعتنا به فهم فاصله
دهان به...