نتایح جستجو

  1. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    روزاگر خبری از من نشد نگران نشویک فاتحه بخوان !!!
  2. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    روزچون تیر و کمان اگرچه نزدیکولی پیوستن ما نهایتش فاصله بود !من کاناپه ای پوسیده در بارانتو سربازی دورافتاده با گلوله ای در پهلوچقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم !
  3. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    این روزها ، تلخمدست برداشته‌ام از توجهِ بی‌ وقفه به حضور آدم هاپرهیز می‌‌کنم از ثبتِوجود‌هایی‌ که ماندگاری ندارند…این روزها ، تلخ تر از همیشهاز همه ی آدم‌ها بریده ام !•
  4. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    لعنت به این روزها این روزها که اسم دارند شماره دارند تعطیلی دارند اما روح ندارن.............
  5. د

    مرسی،حالت چه طوره؟! خوبی؟!

    مرسی،حالت چه طوره؟! خوبی؟!
  6. د

    سلام دوست خوبم، اومدم بهت یه سر برنم.حالتو.بپرسم نگی بی معرفت بود، ولی از این گلای خوشکلی که...

    سلام دوست خوبم، اومدم بهت یه سر برنم.حالتو.بپرسم نگی بی معرفت بود، ولی از این گلای خوشکلی که همیشه واسم میذاری ندارم... دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید
  7. د

    گلی جون من عزیزمی مرسی...

    گلی جون من عزیزمی مرسی...
  8. د

    سلام خوبی دختر!؟

    سلام خوبی دختر!؟
  9. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    شده در خلوت تنهایی خود یاد یک خاطره شادت بکند لرزه بر قلب و دلت اندازد بی خبر از همگانت بکند تویی ان خاطره ی خلوت تنهایی من….
  10. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    مرا ببخش که ســــاده بودنم دلت را زد… مرا ببخش اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست…!!! می روم تا آنان که توانا ترند… تو را به اوج بودنــــت برسانند ..
  11. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    بگزار سر به سینیه من تا ببویمت,اندوه چیست عشق کدام است,غم کجاست بگزار تا ببویمت,این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست
  12. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی…کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می آمد…
  13. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دلمان کوچک است ولی آنقدرجادارد که برای هرعزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه…
  14. د

    رد پای احساس ...

    اینجام… دیگه دارم میپوسم… تنهام… نگو نداری دوسم…
  15. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    با وفا مهر تو اندر جان ماست، زندگی بی تو همان زندان ماست، کم بزن آتش دل بیتاب را، یاد خوبت روز و شب مهمان ماست…
  16. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    شعاع مهربانیت را روز به روز زیادتر کن… آنقدر که روزی بتوانی همه را در آن جای دهی آن وقت تا خدا فاصله ای نیست
  17. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تمام ثانیه ها را می شمارم که لحظه دیدار برسد اما افسوس یک قدم مانده به آن لحظه دوباره باید ثانیه ها را شمرد دوباره باید چشم به در دوخت کاش اندکی مرا می فهمید
  18. د

    هیوای جونم جات خالیه، بیاد مهربونی هاتم عزیزم

    هیوای جونم جات خالیه، بیاد مهربونی هاتم عزیزم
  19. د

    مژگان عزیزم گفت حالم خوب شده، دیگه رفت به کاراش برسه، خواهری نازم دیگه نگران نباش،منم دیگه برم...

    مژگان عزیزم گفت حالم خوب شده، دیگه رفت به کاراش برسه، خواهری نازم دیگه نگران نباش،منم دیگه برم بدرسم کاری نداری!؟
  20. د

    مژگان عزیزم گفت حالم خوب شده، دیگه رفت به کاراش برسه، خواهری نازم دیگه نگران نباش،منم دیگه برم...

    مژگان عزیزم گفت حالم خوب شده، دیگه رفت به کاراش برسه، خواهری نازم دیگه نگران نباش،منم دیگه برم بدرسم کاری نداری!؟
بالا