نتایح جستجو

  1. د

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  2. د

    ۞۩۞ ____۞۩۞___ صلوات خاصه ی امام رضا(ع)____۞۩۞___۞۩۞

    بسم الله الرّحمن الرّحیم اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً...
  3. د

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایاااااا ..... کجایی؟؟؟ بیا خیلی دلم گرفته کجایی که دستامو بگیری؟؟؟ خدایا ...............
  4. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌‌اعتنایی مزمن ! دیگر مهم نیست.. بودن یا نبودن ؛ دوست داشتن یا نـداشتن ... آنچه اهمیت دارد کشداری رخوتناک از حسی است... که دیگر تـو را به واکنش نمی‌کشاند! در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی و نگاه می‌کنی و نگاه و نـگــــــــــاه...
  5. د

    گفتگوهای تنهایی

    وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله کن ! خاموش باش. قرن ها نالیدن به کجا انجامید ! تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی ، پس برای تمام آرزو هایی که میمیرند سکوت میکنم ، سنگین تر از فریاد! …
  6. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    آهای روزگار به باران بلایت بگو لَختی امانم دهد زخم تازه احتیاج نیست کهنه زخم هایت مرا به رقص می آورند هنوز تو فقط کافیست تنوع حرکاتم را ببینی و لذتت را بِبَری
  7. د

    رد پای احساس ...

    از این تکرار ساعتها از این بیهوده بودنها از این بی تاب ماندنها از این تردیدها نیرنگها شکها خیانتها از این رنگین کمان سرد آدمها و از این مرگ باورها و رویاها پریشانم … دلم پرواز میخواهد !
  8. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است !
  9. د

    هیوای قرار شد خبرم کنی، میدونی به اندازه 100سال پیر شدم،دیگه واسه هیشکی مهم،نیسم مواظب خودت باش...

    هیوای قرار شد خبرم کنی، میدونی به اندازه 100سال پیر شدم،دیگه واسه هیشکی مهم،نیسم مواظب خودت باش دوست خوبم
  10. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    غصه می سوزد مرا ، باران ببار کوچه می خواند تو را ، باران ببار ابرها را دانه دانه جمع کن بر زمین دامن گشا ، باران ببار خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است آسمان را کن رها ، باران ببار باغبان از کوچه باغان رفته است ابر را جاری نما ، باران ببار موج میخواهد بیابان سکوت با خوِد دریا بیا ، باران ببار تا بیاید...
  11. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    خـــــــــــــدایاا ﺑﻪ ﺳـــﺮﻧﻮﺷـﺖ ﺑﮕـــــﻮ اﺳﺒﺎب ﺑﺎزی ﻫﺎﯾـــــﺶ ﺑﯽ ﺟﺎن ﻧﯿﺴﺘــــﻨﺪ آدﻣﻨــﺪ ﻣﯽ ﺷﮑـــــﻨــــﻨـﺪ آرام ﺗـــــــــﺮ…
  12. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد
  13. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    معشوقه ای پیدا کرده امبه نام روزگاراین روزها مرا درآغوش خویشسخت به بازی گرفته است
  14. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشدعشق را در پستوی خانه نهان باید کرد....
  15. د

    مژگان جونم خدافظ گلم

    مژگان جونم خدافظ گلم
  16. د

    هیوای چرا چیزی نمیگی؟

    هیوای چرا چیزی نمیگی؟
  17. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است… بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است…
  18. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تو نیستی وخورشید غمگین تراز همیشه غروب خواهد کرد ومن دلتنگ ترازفردا به تو فکرمیکنم چقدردوست داشتنی بودی وقتی چهره رنجور وچشمان مهربانت درنگاهم خیره میشد اکنون که بازوان خاک پیکرت رادرآغوش گرفته است کلمه های سیاه پوش شعرم برایت مرثیه های دلتنگی سروده اند
  19. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    گاهی اوقات حسرتِ تکرارِ یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست
بالا