اعتراف می کنم ی بار استادم بهم زنگید و گفت بیا که همه انالیزات اشتباهن من که رفتم استاد جلسه داشت 2 ساعت بعد رفتم نبود منم با دل خوش رفتم با دوستم بازار شب هم تا سحر جشن گرفتیم بعدشم تا 12ظهر خوابیدم بعد صبحونه خوردم و نهار درست کردم بعد وقتی دیدم وقت اضافه دارم رفتم پیش استادم اونم اومد دست پیش...