این چه داستانی بود واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
حالم یه جوری شد خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
گريه يك سرباز وظيفه چيني در حال اعزام به محل خدمت در ايستگاه راه آهن و به هنگام جدا شدن از والدين خود...
چقد دلگیر کننده س ................................:cry::cry::cry::cry:
به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه
نشستم توو دل طوفان بذار آب از سرم رد شه
به من خوبی نکن وقتی کنار من نمیمونی
نگو بد میشم از فردا تو که دیدی نمیتونی
چه وقتهایی که بد میشی چه وقتهایی که آشوبی
تمام درد من اینه تو هر کاری کنی خوبی
من از خودم از تو از ما از این احساس ترسیدم
تو باید جای من باشی...