چنان دل کندم از دنیاکه شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست
مرا دراوج می خواهی تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر هم نمیگرید به حال من
همه از من گریزانند تو هم بگریز از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم وهستم
دلم...