من کوچیک بودم یه ماهی قرمز داشتم . هر روز صبح بیدار میشدم اول میرفتم یه نگاهی بهش مینداختم . یه روز تابستون صبح بیدار شدم دیدم تنگش نیست . رفتم آشپز خونه دیدم تنگ خالیش اونجاست .دلم هری ریخت. مامانم گفت در باز بوده گربه اومده تنگ رو انداخته و ماهیه رو خورده بود .
:crying2::crying2: