ترم تابستون رو من باگروه شاغلين برداشتم...
شاغلينم اكثرا آقايون كمي سن بالا بودن و شناخت نداشتم...
زود رسيدم سر كلاس اصلا حوصله نداشتم هوا هم حسابي گرم بود...
خلاصه يه يه ساعتي زود رسيدم و نشستم زير بادكولر كتابمو داشتم ميخوندم كه يه آقايي اومد گفت: چه درسي دارين...توجه نكردم بهش فك كردم ميخاد...