رفته بودم به دوستای دوران دانشجوییم سر بزنم...یه کم حال و هوام عوض شد...ارشد هم رتبه م جالب نشد...حالا انتخاب رشته میکنم تا ببینیم خدا چی میخواد...به هر حال آدما به امید زنده ن...
اره منظورتون رو فهمیدم...راستش تا جایی که من میدونم جفتشو با هم میشه قبول شد... که اگه کسی بره دنبال شناور یا اصلی مسلما یه ظرفیت اضافه میاد که میره واسه تکمیل ظرفیت...البته اینکه ادم به امید تکمیل ظرفیت باشه زیاد جالب نیست...امسال داوطلبین خیلی زیادن....نمی دونم...هیچ کاریشون رو حساب کتاب...
سلام مهندس...خوبین؟ببخشید مزاحمتون شدم...یکی از بچه های باشگاه در مورد ارجح بودن 3 تا گرایش بیو شیمیایی و بیو تکنولوژی و محیط زیست سوال داشت...شما اطلاعاتی دارین که بشه کمکش کرد؟
راستی ممنون از لطفتون...شما مطمئنا قبولین...اردبیل دانشگاه خوبیه...درسته زندگی توی شهرهایی که ترک زبان زیاد دارن سخته ولی از لحاظ شهریت بهتر از یاسوج و اون طرفهاست...تعریف دانشگاه بوشهر هم زیاد شنیدم...ولی در مورد جو شهرش و مردمش اطلاعی ندارم...بازم اگه شد اینا رو از بچه های باشگاه میپرسم
جدی میگین؟چقدر بد...واقعا امسال اینقدر سوالات سخت بود که ما که خونده بودیم و کسی که نخونده بود فرقی نداشت...ما فکر و محاسبه میکردیم به جواب نمیرسیدیم و بی خیالش میشدیم...اونی که نخونده بود هم بدون فکر ازش میگذشت...در مورد بیو شیمیایی چیزی نمیدونم ولی از بچه های باشگاه میپرسم...من اگه جای شما...
سلام دوست عزیز...خوبین...مسافرت بودم...راستش من همین الان دفترچه رو دیدم...خوشحالم که پیام نور و غیر انتفاعی هم دارن...جریان مجازی هم نمیدونم چی هست...شهریه و اعتبارش چه جوریه...البته فکر کنم من باید یک ساله دیگه بخونم... فقط انتخاب رشته میکنم که اگه 1 صدم در صد امید باشه از دست ندم...ولی شما...
سلام تکی جونم...خوبی؟دلم واست یه کوچمولو شده بود...رفته بودم پیش دوستای دوران دانشجوییم...تو بهتری خانومی؟گلو دردت خوب شد...تکی شیطونه حال و اوضاع روحیش خوف شد؟
دوست من قبول نشد ...گفتم یکی از دوستان تو پ.خ بهم گفته...منم خواستم براتون پ.خ کنم دیدم بستین...منم نمیدونم...ولی یادمه زمان دانشجوییم میدونستم علوم فنون مازندران که غیر انتفاعیه ارشد م.شیمی داره...نمیدونم...من تو پروفتون گفتم چون نمیخواستم زیادی علنی شه این قضیه...بازم براتون ارزوی موفقیت دارم
من با خاطرات تو زنده خواهم ماند
چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی
شاید باور نکنی، از من همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می
ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت
شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی،عکسم را در صفحه سفر کرده ها
ببینی