چن لحظه پیش یه پیر زنیمیخواسته به راننده تاکسی زنگ بزنه اشتباهی به من زنگ زده بود اولش گفتم که اشتباه گرفتی حاج خانم ولی اون اصلا حواسش نبود شروع کرد به حرف زدن بامن.......... خیلی مامان بزرگ بامزه ای بود بعد این که حراش تموم شد تازه یادش اومد که باید به راننده تاکسی زنگ بزنه دیر شده ...