چشم هایم بسته میشوند...صدایت در روحم میپیچد...
چشم باز میکنم تا ظرافت ابدی خالق را به چشم ببینم...آرامش بخشترین تابلوی خداوندی را میگویم
اما جز اتاق تاریک چیزی نمیبینم...
این بار که صدایت به سراغ چشمهای خوابم آمد...چشم باز نمیکنم
همین صدایت، غنیمت عالم است...
قلموی چشمهای بسته ام ،در...