نتایح جستجو

  1. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن
  2. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه صد بار به تو گفتم کم خور دو سه پیمانه
  3. mx_2000

    مشاعره ی دخترانه و پسرانه میدونی چیه؟......

    سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسر شیرین آمد
  4. mx_2000

    مشاعره از اون طرف

    سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
  5. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش مگر یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
  6. mx_2000

    مشاعره عرفانی

    دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتـــند و به پیمــــانه زدند صوفیان حرم و ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده مستــــــــانه زدند
  7. mx_2000

    مشاعره ی دخترانه و پسرانه میدونی چیه؟......

    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
  8. mx_2000

    مشاعره از اون طرف

    شده تکلیف دل از روز آغازین مشخص وفاداران شدند از کار خود گویا مرخص
  9. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشـــانم، پریشـــان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفـــــــریدند
  10. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    تاب بنفشه می دهد طره مشکسای تو پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
  11. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
  12. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصه ماست که در هر سر بازار بماند
  13. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم جز مهرمهــــرویان طریقی بر نمی گیرد ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
  14. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    تا نیست نگردی ره هستت ندهند وین مرتبه با همت پستت ندهند
  15. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
  16. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    غزل خانوم بازم که مراعات نکردین.:confused: با "ی" باید شروع میکردین.
  17. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    ابرو باد و مه خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
  18. mx_2000

    مشاعره با شعر سعدی

    من این شعر رو از حافظ خوندم...مطمئن نیستم که از سعدی نباشه...ولی فکر کنم سعدی این شعر رو نگفته...اگر اشتباه میکنم ببخشید بهرحال من با همان "دال" ادامه می دهم... دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند سروران بر در سودای تو خاک قدمند
  19. mx_2000

    مشاعرۀ سنّتی

    دارد به جانم لرز می افتد رفیـــــــــــق! انگار پاییزم دارم شبیه برگهای زرد و خشک از شاخه می ریزم
  20. mx_2000

    مشاعره با شعر سعدی

    تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی ملامتگوی بی‌حاصل ترنج از دست نشناسد در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی
بالا