داستان دختر فراری به همراه نکات آموزنده
شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري زیبا وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد.
آن دختر پرسيد: شام چه داري؟
طلبه آنچه راکه حاضر کرده بود آورد و به اتفاق هم...