ووووو!بروبابا دیوونه!:D
الان خودم استاد متلب شدم دیگه برنامه شو خودم مینویسم...اون مال ترم یک و دوران طفولیتم بود...:D
بابا کم پیدایی!!
نمیگی دلمون تنگ میشه؟؟:Dصد رحمت به دایی!!:D
سلامتی..
تو چه خبرا؟؟کم پیدایی؟؟
باید سعی کنی حسش کنی...بامن ارتباط برقرار میکنه...تلخیشو تحمل کنی آخرش خوشمزه اس...
ایشالا نوزوز امسال آغاز روزهایی باشه که آرزوشو دارین...باباییییییییییی...:smile:
این عکس و محتویاتش تخدیم به شما...
شاید یه عادت ..یه عادت زجر آور ولی شیرین...
مثه طعم شیرینی لذت بخش توی شکلات 98 درصدی که از نظر خیلیا مزه زهر مار میده...
اما به نظر من خوشمزه اس....
منم خسته ام...
بای
منم ازین شعر خوشم میاد:
خیلی باحاله...شاعرش اسمش (سید مهدی موسوی)یه..
خون میجهد از گردنت با عشق و بی رحمی...
در من (دراکولای غمگینی) ست!..میفهمی؟؟!!
خعلی باش حال میکنم..نظر شما چیه؟؟:D