نتایح جستجو

  1. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    در نیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید والسلام
  2. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    در وسعت تاریک خیالم نوری هرلحظه نه با منی نه از من دوری من در تو فنا شدم،ولی اکنون تو در جمع تمام عاشقان مشهوری!
  3. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    در عشق اگر عذاب دنیا بکشی / با اشک به دیده طرح دریا بکشی تا خلوت من هزار غربت باقیست / تنها نشدی که درد تنها بکشی
  4. fairy a

    ممنون بابت دوستی [IMG]

    ممنون بابت دوستی [IMG]
  5. fairy a

    چگونه پارسی شویم یا چگونه پارسی هستیم

    فرهنگ بالایی داشتیم در گذشته...اما الان...!
  6. fairy a

    باشه حتما سر میزنم نظرمو مینویسم

    باشه حتما سر میزنم نظرمو مینویسم
  7. fairy a

    شمالیا مهمون نوازترن یا جنوبیا ؟؟

    فرقی که نداره ، اما حالا که اصرار داری! ...جنوبی ها
  8. fairy a

    آره بیشتر بچه ها شبا میان...من تقریبا همیشه هستم ، اگه ببینم کسی هست میمونم ، اگه کسی نباشه...

    آره بیشتر بچه ها شبا میان...من تقریبا همیشه هستم ، اگه ببینم کسی هست میمونم ، اگه کسی نباشه میرم، اما مدام سر میزنم
  9. fairy a

    میام میبینم کسی نیست،خبری نیست.....میرم ، بعد دوباره میام!! و این چرخه ادامه دارد!!

    میام میبینم کسی نیست،خبری نیست.....میرم ، بعد دوباره میام!! و این چرخه ادامه دارد!!
  10. fairy a

    یه چند دقیقه ای رفتم و برگشتم

    یه چند دقیقه ای رفتم و برگشتم
  11. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
  12. fairy a

    رباعی و دو بیتی

    ای خوشا عاشقی و مستی و بی پروایی ای خوش از خون دل خویش قدح پیمایی از دل من به کجا می روی ای غم دیگر تو که هرجا روی آخر به برم باز آیی نظام وفا
  13. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    یکی شادمانی بد اندرجهان / میان کهان و میان مهان
  14. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا / سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
  15. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    دل مجنون ز شکر خنده خون است / تو لب می بینی و دندان که چون است
  16. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان / ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
  17. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    دل من نه مرد آن است که با غمش برآید / مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
  18. fairy a

    [IMG]

    [IMG]
  19. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    یادم آمد هان، داشتم می گفتم،آن شب نیز سورت سرمای دی بیدادها می کرد.
  20. fairy a

    مشاعرۀ سنّتی

    در گلستان چشمم،ز چه رو همیشه باز است؟ به امید آن که شاید،تو به چشم من درآیی
بالا