نوشته بود :
ستون یک به صف شد
با بقیه ی ستونها، توی اون سرمای شبانه رزم شبانه داشتیم
کلی از چادرها دور شدیم
توی مسیر مرتب دستور میگرفتیم
بشینید ......
راه بیفتید .....
آخر سر رسیدیم به یک منطقه ی وسیع
آشنا بود
علی پرسید :این همون گورستانی نیست که عراقی ها رو خاک کردند
یواش جواب دادم...