naghmeirani
پسندها
68,445

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • سلام دوست خوبم[IMG]
    از الان تا شب یلدا وقت دارید
    :heart:از انارهایی که مهمون روزای آخر پائیزتون هستن:heart:
    عکس تهیه فرمائید و در مسابقه عکاس باشی شرکت نمایید[IMG]
    آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
    ولی آیا تابحال شمرده ای ؟

    برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم،
    اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
    و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی
    و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ،
    و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی ،

    و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید.
    و تمام .
    جوجه هایت شمرده شد ...

    یلدایت مبارکـــــــ :gol: :heart:
    دریای خروشان عشق،چهره مهتاب را بر هم میزد و ساحل،غروب سرخ را به رنگ شعر در آورده بود

    وتنها مجنون حقیقت کنار ساحل به همراه یگانه خاطر خویش،قصیده غم را زیر لبان لعلش بارها زمزمه میکرد



    دلتنگ بود

    خشک مثل بت

    سوگند خورده بود که هیچگاه،پژمرده شدن یاس سفید را در ذهنش تجسم نکند

    آشفته از حال دیار از دیدار یار

    متن دلش پر از واژه های درهم بود

    لبانش غنچه شده و دیگر مثل گل نمیشکفت

    نثری روان در سر داشت آغشته به بوی خوش نسیم وبه عطر باران
    کاش چون پاییز بودم
    کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
    برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
    آفتاب دیدگانم سرد می شد,
    آسمان سینه ام پر درد می شد
    ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
    اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
    وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
    وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
    شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
    در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
    در شرار آتش دردی نهانی.
    نغمه ی من ...
    همچو آواری نسیم پر شکسته
    عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
    پیش رویم :
    چهره تلخ زمستان جوانی
    پشت سر :
    آشوب تابستان عشقی ناگهانی
    کاش چون پاییز بودم

    من خویشاوند هر انسانی هستم ، که خنجری در آستین پنهان نمی‌کند

    نه ابرو درهم می‌کشد ، نه لبخندش ترفند ِ تجاوز به حق ِنان و سایه‌بان ِ دیگران است.

    نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح می‌دهم نه ایرانی را به ایرانی.

    من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم،

    یک فارس-‌زبان ِ ترک،

    یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکاییِ آسیایی‌ام،

    یک سیاه‌پوستِ زردپوستِ سرخ‌پوستِ سفیدم

    که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم

    بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می‌کنم.

    من انسانی هستم میان انسان‌های دیگر

    بر سیارهٔ مقدس زمین،

    که بدون حضور دیگران معنایی ندارم...
    احمد شاملو
    در و ديوار دنيا رنگي است. رنگ عشق. خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق؛ و اين رنگ هميشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد.
    از هر طرف كه بگذري، لباست به گوشه‌اي خواهد گرفت و رنگي خواهي شد. اما كاش چندان هم محتاط نباشي؛
    شاد باش و بي پروا بگذر، كه خدا كسي را دوستتر دارد كه لباس‌اش رنگي‌تر است!
    نویسنده:عرفان نظرآهاری
    سلام شما دعوتیت به جشن تولد یه فرشته زمینی اجی سارا عزیز(Sara 23)
    منتظر حضور سبز شما هستیم(شنبه 23 آذرماه)
    #64
    یاد کردن دوستان همیشه گفتنی نیست ، گاه سکوت است ، گاه دعا و گاه یک پیام ....
    تا بیاد آوریم چه کسانی در یادمان به نیکی جای دارند ....





    Click here to view the original image of 700x500px.
    [IMG]


    Click here to view the original image of 700x457px.
    [IMG]


    Click here to view the original image of 700x500px.
    [IMG]

    [IMG]


    پاییز
    با تمام برگ ریزانش
    با همه شاعرانه هایش...
    با همه غمِ شیرینش
    با تمام شورِ فرهادش
    نفس نفس به خواب زمستانی اش نزدیک می شود
    و تو هم چنان گرمتر از بهار در خاطرم ماندگاری...
    smart student
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا