s_aa
پسندها
4,070

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • میدونید واسه چی میگم
    اخه خب اگر درس و خانواده یه جا باشه خیلی بهتره
    اینطور نیست
    ولی خب یه ساعت چیزی نیست که
    کار داشته باشید زودی میرید خونه:)

    خود شیفته :biggrin:
    ابجی هام هم میگن
    وقتی که از باشگاه میام خونه الکی خودم میزنم به در میگم این در چقد تنگه برا هیکل من کوچیکه عوضش کنید
    اوناهم میگن خودشیفته :biggrin:
    ای بابا
    یعنی دورید از خانواده
    این خوب نیست اصلا
    :(
    خب
    اصلا ولش ببخشید
    کاخ گلستان تهران دوسه هفته قبل با بچه ها رفته بودیم گرفتم
    یک هفته که نه دو سه روز اینده
    جشنواره شاهوار جشنواره استانی هست
    یه سال تو ده تا برگزیده بودم
    سال بعد اصلا برگزیده نشدم:biggrin:
    احتمالا یه نسخه تایپیش تو حوزه هنری باشه اخه برای جشنواره شرکت کرده بودم ابجیم برام تایپ کردیک شنبه فلش میگیرم میرم ببینم هست .میگرم میام میزارمحتماحتما نشدم اخر از عکس استفاده می کنم
    حتما میزارم که بخونید
    ولی یه مشکل هست
    تو تایپ یکم تنبلم:D
    شده عکس بگبرم اپلود کنم براتون ولی تایپ نمی کنم
    اونموقعه با خط خرچنگ قور باغه ام چه کنم..........وااااای خدا مسکلات بیشتر شد
    اینی که گفتید عالیه
    از خودتون بود
    دارم ولی دست نویسه برای یکسال و خورده ای پیش
    پیرمرد فراموش کرده بود که روزی تنها ی تنها می شود
    به خودش که امد دخترش هم رفته بود
    این پیر مرده الان داره به کی نگاه میکنه
    من میگم یه خاطره از دست رفته
    وقتی که سیل سرازیر می شود، جایی که قطره عرق ما چکید، پاک خواهد شد و نقش پایمان بر خاک از بین خواهد رفت. اما شاید بومادران و بابونه در یاد سبز خود نگهدارند، روزی که ما به بوی خوش پاکشان سلام می دادیم و روی برف نوشتیم: ما هنوز زنده ایم.
    :gol:
    حقیقت دوستی همینی هس که گفتید
    اصلا این نوع دوستی یه الگو هست برای دوستیهای دیگه
    که نهایت باید به خدا ختم بشه
    چایت را بنوش
    نگران فردا نباش
    از گندمزار من و تو
    مشتی کاه می ماند
    برای بادها

    :gol:
    بگم باشه بعد نشه برم که خوب نیست
    :(
    ولی تمام تلاشم میکنم
    اجازه با خودشوون:w11:
    سلام سحر نازنین . به لطفتون . ممنونم گرامی:gol:
    قابل شما رو نداره . زنده باشید و شاد و پاک:love:
    مردی که سالهاست
    در انتظار آمدن مرد دیگری ست
    گاهی دلش برای خودش تنگ می شود..."

    این شعر از محمد علی بهمنی هست
    یه چن وقت امضام بود
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا