می ارزه... ولی ما پول نمیدیم واسش. وامیستیم ملّت بخرن، با خودشون بیارن گردش، ما ببینیم، نازش کنیم، صفا کنیم!
میبینی من چقده اقتصادی تفکر می کنم؟! نه جانِ من میبینی؟!
وااااااااااای! مادر جان! خدای من... من اینو ببینم که گازش میگیرم! به خدا! ...احساساتمو برانگیختی!!
الان که فکر میکنم میبینم یه نفر باید توصیه های زیر رو واسه خودم تکرار کنه! اونروزی داشتم لاک پشتمونو می شستم، کلّه شو آورد بیرون، انقذه خوشم اومد، کلّه شو بوس کردم. بعد با ذوق واسه خانواده تعریف کردم!!! بابام وایساد بالا سرم، تا مسواک نزدم، خیالش راحت نشد!
رفتم صفحه ش ببینم هست یا نه، دیدم.
فکر کنم نیست. من که باهاش قهرم! اینهمه لینک و پینک(!) واسش گذاشتم، عین مرغ آبپز با من رفتار کرد. حیف دست و پنجول من.
آره اونم هست. یه مسئله ی دیگه هم اینه که با ایمانی برداریم صب تا شوم دانشگاهیم یکشنبه. ولی خب با فارسی برداریم... نمیدونم! با همون فارسی برداریم. کاش یه کاری کنن آتلیه هارو یکی کنن. یعنی همه یکشنبه چارشنبه باشیم.
:دی شوما ی ابنباتم بدی قبوله
این جا ک ن، اف بی منظورمه
ولی س می شه، سعی می کنم اسم نبرم!فقط هی بگم هـــــمه یار دارن و بی یار ماییم/لباس کهنه ی بازار ماییم!(همراه با ژستای ارمیا!:دی)
فک نکنم کلن جایی پیدا شه:دی
عاشق اینم ک می خایم بچه ها رو اسگل کنیم!اصن ذاتِ پلیدم شاده از این حرکت خبیثانه!:دی
می گم هروقت شوما اجازه صادر بفرمایید، من برم تو کار استاتوس و اینا درباره سفید بخت شدنت، ک همچی ی نمه شکشون ببره