صبر کن سهراب قایقت جا دارد
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم
قایقت جادادرد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشیترند
بره های این حوالی گرگ ها را میدرند
این حوالی زنده ها هم
ابروی مرده ها را میبرند....
ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگیکن …
و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها
جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را
فقط به نمایش می گذارد ندارد . . .