Ussef
پسندها
11,123

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • نازی خانم حیف شد اینروزا روشن فکرا نیستنشون یه کم بترکونمشون:)
    خوبه که ناراحت نیستین ...
    امیدوارم این دعوارو کشش ندی آقای ساوه ...
    تمومش کنین بچه ها ...
    سلام آقا یوسف ...
    ظهر که ازم ناراحت نشدی؟ شدی؟
    داداش من میگم ادامه نده تو میخوای تلافی کنی ، ولش کن بذار تموم شه (با آقای ساوه بودم اینو )
    دنبال اصل پیاما میگردم تا برای ادمین با عکس های اون مهدیه بفرستم...خداش کنه که نباشه وگرنه بد تلافی میکنم....
    از بخت سیاهم این روزها مصادف شده با جمع بندیه پایان نامه امم...باید برو خدمت استاد و تحقیقات محلی سایت ام....
    نوشتم تو عکس پروفم...31 ام دفاع دارم
    انشالا که امتحانتو خوب میدی! برات دعا میکنم! بای بای
    باشه برو به سلامت! هر وقت با اون یکی ... اومدی جواب پ.خ منم بده :دی

    میان ترم ِ یا پایان ترم؟!
    شما برای ما عزیزی محمد جان .... بسلامت خداحافظ
    داداش یوسف ام..ممنونم از محبتت...اینجا باید پشت هم باشیم..
    با اجازه من برم و تا شب نیام،تا پیرجو بیادش
    روز خوش
    نازی خانم شما که شاهدی خودت من تا حالا حال چنتا از این بچه سوسولا رو گرفتم....

    اینم یکیش فقط نگاه کن شما.....

    پ ن پ شما حالشو گرفتی شما خودت اول کم اوردی
    خو تو هم برو ...
    بمونی چیکار ...
    من دیگه دارم میمیرم از سردرد ...
    اه ، نشد ما یه بار بیایم تو این سایت خراب شده دعوا نکنیم ...
    شوما فعلنی ساکت باش آقا ساوه ، از صبح اعصاب ما به خاطر تو خورد شده ، دم دستم بودی یه کتک حسابی میخوردی :دی
    بچه ها اینجانب به واقع دارم میمیرم از سردرد واعصاب خوردی ...
    دست جمعی بابای ، ما بریم بخوابیم دیگه ...
    ادامه هم ندین ...
    دوستان ارزششو نداره واسه یه آدم بی ارزش اعصابتونو خورد کنید...
    حالا که همه اینجایید،خواستم از محبتتون و اعتمادتون تشکر کنم و بگم ارزشمندترین دوستای من شمایید...
    الآن به نظرت حالشو گرفتی واقعا؟؟؟؟
    اینارو ماها هم گفتیما ....
    کلی تو خصوصی دعوا کردیم ...
    ادامه نده دیگه ، تمومش کنید ...
    یه چی میگیاااااااا ...
    اون موقع که میخواست بذاره تو شکار لحظه ها تو نبودی، من مجبور شدم باهاش بحرفم تا پشیمون شه که نشد:دی
    اول از همه پیامشو به ما داده ، بعد حرف نمیزدیم ...
    اگه تو اون تاپیک پشت آقای ساوه در نمیومدیم که تاپیک قفل نمیشد ....
    الآنم بقیه ی حرف من با آقا حسین بود چون فک کرده بود منم ...
    خوب شد اه...عجب روز پر هیجانی بود...:Dبچه ها ارزش اعصاب خوردی نداره ها...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا