naghmeirani
پسندها
57,415

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • من دلم می‌خواهد
    خانه‌ای داشته باشم پر دوست
    کنج هر دیوارش
    دوست‌هایم بنشینند آرام
    گل بگو گل بشنو…؛
    هر کسی می‌خواهد
    وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
    یک سبد بوی گل سرخ
    به من هدیه کند
    شرط وارد گشتن
    شست و شوی دل‌هاست
    شرط آن داشتن
    یک دل بی رنگ و ریاست…
    بر درش برگ گلی می‌کوبم
    روی آن با قلم سبز بهار
    می‌نویسم ای یار
    خانه‌ی ما اینجاست
    تا که سهراب نپرسد دیگر
    ” خانه دوست کجاست ؟ ”
    فریدون مشیری
    نه نمیشه باید کلیک کنی بیای داخل ببینی چه خبره ...کلیک کن.....کلیک کن نترس خبرای خوبیه:w27:
    دیری است که دل آن دل دلتنگ شدن ها
    بی دغدغه تن داده به این سنگ شدن ها

    زین رفتن کاهل چه تمنّای فتوحی
    تیمور نخواهی شد از این لنگ شدن ها


    پای طلبم بود و به منزل نرسیدم
    من ماندم و فرسوده ی فرسنگ شدن ها
    از تو به آسمانها رسیدم ، شدم خورشید و بر روی دنیا تابیدم

    از تو به دریاها رسیدم ، مثل یک موج خروشان در آغوش ساحل قلبت خوابیدم

    از تو به عشق رسیدم ، عاشق شدم و راز عشق را فهمیدم...

    از تو به رویاها رسیدم ، در خیالم به حقیقت رسیدم ،

    زندگی ام با تو همین است که من رسیده ام به جایی که

    دلم نمیخواد هیچگاه ترک کنم این دنیای عاشقانه را

    رها کردی مرا از تنهایی آنگاه که نسیم عشقت گرد و غبارها را از دلم برد،

    آنگاه که امواج پر از عشقت غمها را از دلم شست ،

    رسیده ام به جایی بهتر از تمام دنیا ، به جایی که پر از آرامش است ،

    آری قلبت برایم یک کلبه عاشقانه است ،

    که همیشه بمانم در آن ، تا از آن به تو برسم ، تا از تو دوباره به قلبت برسم

    از تو به تو رسیدم ، شدم قلبی و برایت تپیدم ،

    تا از تپشهای من ، مال تو باشم ،

    همیشه و همه جا جزئی از وجود تو باشم...
    من به درماندگی صخره و سنگ
    من به آوارگی ابر و نسیم
    من به سرگشتگی آهوی دشت
    من به تنهایی خود می مانم



    من در این شب
    که بلند است به اندازه حسرت زدگی
    گیسوان تو به یادم می آید



    من در این شب
    که بلند است به اندازه حسرت زدگی
    شعر چشمان تو را می خوانم



    چشم تو چشمه شوق
    چشم تو ، ژرف ترین راز وجود
    برگ بید است که با زمزمه جاری باد
    تن به وارستن عمر ابدی می سپرد



    تو تماشا کن
    که بهاری دیگر
    پاورچین پاورچین
    از دل تاریکی میگذرد



    و تو در خوابی
    و پرستو ها خوابند
    و تو می اندیشی
    به بهاری دیگر
    و به یاری دیگر



    نه بهاری
    و نه یاری دیگر

    - حیف

    اما من و تو
    دور از هم می پوسیم


    غمم از وحشت پوسیدن نیست
    غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است
    دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست



    از سر این بام
    این صحرا
    این دریا
    پر خواهم زد


    خواهم مرد

    غم تو این غم شیرین را
    با خود خواهم برد ...
    نغمه جون تنها چهارشنبه من نیستم لطفا ادرس تایپک برای نازنین بذار ممنونم
    نه نمیخواد بذاری تو متنم
    تو جوابش عکس بذار نمیخواد ویرایش کنی
    روزت خوش نغمه جان
    بای عزیزم
    التماس دعا
    بووووووووووووووووووووووووس
    خوش باشی عزیزم
    بووووووووووووووووووووووووووووووووووس
    مواظب خودت باش
    دیگه مزاحمتون نمیشم
    این باشگاهم واسه خودتون
    بای
    مسافرتی گلی؟
    خوش بگذره بهت
    منم بدک نیستم عزیزم
    دلم برات تنگ شده بود
    الان نوشتمش فقط تصاویر با تو اکی من نمیتونم تصویرهای قشنگ بذارم راستی نظر بده
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا