شاهد و ناظر که یکیه و اونم خودم بودم ..محسن جان اینقد خودتو ناراحت نکن قول میدم یه کلاگیس خوب برات بخرم ..فقط خوب با چسب بچسبونیش به کله ت یوقت باد نبرش..
اون همون خط دوم بود به انگلیسی :دی
دقیقا سپیده اصلا کلا صندلی خوریش ملسه اگه ناز نکنه ...ناز کنه اخطار بعدم محروم :دی
دکتر ناز داره منم نازکشی بلد نیستم نمیشینه
کی دیدی سر ناموسش راه بیاد ؟؟
من تاجایی که یادمه کچلیت زبون زد همه پسرابود.
تازشم اسمت حسن بود که واسه حفظ آبرو گذاشتی محسن
مردم از خنده.
خو دید تو حسودی و آبروریزی میکنی واسه توام خرید.البته بلوندشو
نه نداشتی.سرت همش زیرآفتاب بود.الان واسه همینه از مغزت چیزی نمونده.همش از بین رفت
کوووفت محسن.میکشمتا
توهم نزن.اونو سمیه واست خریده بود دخترا بهت نخندن.