♥@SH!M♥
پسندها
9,910

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • از این شب های بی پایان،
    چه می خواهم به جز باران
    که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم
    نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم
    و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
    به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
    دریغ از لکه ای ابری که باران را
    به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند
    نه همدردی،
    نه دلسوزی،
    نه حتی یاد دیروزی...
    هوا تلخ و هوس شیرین
    به یاد آنهمه شبگردی دیرین،
    میان کوچه های سرد پاییزی
    تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

    ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن
    که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم
    ببار امشب!
    من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.
    ببار امشب
    که تنها آرزوی پاک این دفتر
    گل سرخی شود روزی!
    ودیگر من نمی خواهم از این دنیا
    نه همدردی،
    نه دلسوزی،
    فقط یک چیز می خواهم!
    و آن شعری
    به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی
    بوی گلها عالمی را مست و حیران می کند
    دیدن مهدی هزاران درد را درمان می کند
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
    میلاد حضرت مهدی (عج) مبارک
    سلام عیدتون مبارک باشه!

    مادر؟یاپدر؟نمی دانم!!!توچطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    از عاشقی میترسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بند های من و توست ، اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست ، اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست ، اگر کلمه دوستت دارم پایان دهنده جدایی هاست ، اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست ، اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست ، پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم.
    مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
    بخوای نخوای دوست دارم، بیایی نیایی منتظرم
    بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری
    میگن عاشقا، عشقشونو خوشگل می بینن،
    ایندفعه که دیدمت خیلی خوشگل شده بودی،
    نمیدونم تو هر دفعه خوشگلتر میشی یا من عاشق تر
    من درد میکشم
    تو اما چشم هایت را ببند!
    سخت است بدانم میبینی و بیخیالی
    این روزها که می گذرد
    یک ترانه تلخ...
    قصه ی تنهایی های مرا می سراید....
    سمفونی گوش خراشی است....
    پنبه دیگر فایده ندارد.....
    باید باور کنم....!!
    تنهایم...
    چه قصه جالبي است
    اين بار ماهي بود كه از تنهايي قلاب را رها نميكرد
    آنکس که می گفت دوستت دارم
    عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
    رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
    صدای خش خش برگها همان اوازی بود
    که من گمان می کردم می گوید :"دوستت دارم!"
    نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم!!
    یا از عاشقی دل تنگ تر!!
    فقط می دانم در آغوش منی..!بی آنکه باشی..و رفته ای بی آنکه نباشی...
    نه خدایی
    الان فعلا نقاش ساختمونم

    با شرکت آرادم صبت کردم قراره مدرس روباتیکشون شم تو سمنان(آخه تو دانشگامونم کردم این کارو)

    هنوز که خبری نی!!!!!!
    نه بابا

    بدنه موشک رنگ میکنم:w15:


    نقاش اونم از نوع ساختمون


    خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    گرمه:sweatdrop:
    شیماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    یه رب دیگه باید برم سرکارررررررررررررررررررررررررررررررررررررر:cry:

    نمیخوام برم

    ماماننننننننن:child:
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا