naghmeirani
پسندها
68,285

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سوالات اساسی دارم هم کلاسی ها نمی تونن جواب بدن .اساتید هم وقت زیادی بهم نمی دن. اگه میشه ادرس ایمیلتون را بهم بدین
    دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

    در انحصار قطره های اشک نبینم

    و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

    دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

    و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

    دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

    همیشه از حرارت عشق گرم باشد

    و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

    من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

    برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

    که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

    من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

    و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

    پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند
    ممنونم
    چه خوب پرنده سفید پیدا کردیو
    ولی
    نه عزیز
    دیده نمیشه :cry:
    سلام نغمه جان
    عزیزم خوبید؟
    بابا این پرنده های قشنگ کوشننننننننننننننننن پس:cry:
    دستت درد نكنه خسته نباشي
    نه اين چه حرفيه
    راستي اسم كساني رو ميخواي فعال كني برام خصوصي بفرست
    شبت بخير روزگار به كام
    اهوم گرفتم خوب شد من تائيد نكردم چون چند روز پيش گفته بود گفتم با شما هماهنگ كنه
    پس اون گيلك هست
    سلام نغمه اين تايپك نظر سنجي خيال جريانش چيه بايد تائيد بشه
    درضمن تو رشتي هستي مگه گفتي بهش خاخور :D
    سلام نغمه ژون ژوني
    مخسي عزيزم خوبم
    تو چطور مطوري ؟ دلم برايت تنگوليده گرديده بود
    یادم آید : تو به من گفتی :
    از این عشق حذر کن!
    لحظه ای چند بر این آب نظر کن
    آب ، آئینه عشق گذران است
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باش فردا ،‌ که دلت با دگران است!
    تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
    با تو گفتم :‌
    “حذر از عشق؟
    ندانم!
    سفر از پیش تو؟‌
    هرگز نتوانم!
    روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
    چون کبوتر لب بام تو نشستم،
    تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم”
    باز گفتم که: ” تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم…!
    اشکی ازشاخه فرو ریخت
    مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
    اشک در چشم تو لرزید
    ماه بر عشق تو خندید،
    یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم
    نگسستم ، نرمیدم
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
    بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم
    در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
    باغ صد خاطره خندید
    عطر صد خاطره پیچید
    یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
    من همه محو تماشای نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ماه فرو ریخته در آب
    شاخه ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    سلام نغمه جان
    خيلي لطف كردي ايشالا بتونم جبران كنم خودت گل بودي
    چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست...سخن شناس نه اي جان من خطا اين جاست
    سرم به دنيي و عقبي فرو نمي آيد...تبارک الله از اين فتنه ها که در سر ماست
    در اندرون من خسته دل ندانم کيست...که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
    دلم ز پرده برون شد کجايي اي مطرب...بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
    مرا به کار جهان هرگز التفات نبود...رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
    نخفته ام ز خيالي که مي پزد دل من...خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
    چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم...گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
    از آن به دير مغانم عزيز مي دارند...که آتشي که نميرد هميشه در دل ماست
    چه ساز بود که در پرده مي زد آن مطرب...که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
    نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند...فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست
    سلام نغمه بانو جان ِ عزیز...

    ممنونم ؛ :gol:

    لطف داری.

    خیلی خوشحالم کردی.

    سپاس
    پرنده نمیبینم که ؟ خواخووووووووور یه اصطلاح من زمانی که تو شمال دانشجو بودم از دختر شمالیا یاد گرفتم
    وقتی با آدم زیادی صمیمی میشن میگن خواخوور جان یعنی همون خواهر

    گرفتی خواخووووووووور جان ؟
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا