سلام مهربونم سلام عسلم...سلام خانومم...
واي تو كه منو كشتي با اين همه ميوه هاي خوشمزه خوشمزه...اومممم مرسسسسي.[IMG]
آره ديگه خانومي شانس منه...اومدم شيراز اما مثل اينكه بي موقع اومدم...با اين حقوقهاي كارمندي هم اينجور مسافرتها شايد هر صدسال يكبار پا بده... [IMG]
آخه خانومي ارديبهشت موقع مدرسه هاست ..نميشه به همين سادگي عزم سفر كرد... [IMG]
شايد ده دوازده سال ديگه خداوند دوباره بهمون مرحمت كنه و بتونيم ارديبهشت بيايم خدمت برسيم... [IMG]
من كه آرزومه كه يكبار از نزديك ببينمت...جيگرم... [IMG]
بــــــــــــــــــــــــــــــــه لـــــــــــه!
علیک (سیلامش رو خوردم :دی)
عجب موقع کار کردن تو که میشه برای رو شاخست
اره؟ که اینطور.....
قلبونت دخی، بالاخره کارم گیره پیشت :دیییییی
چه عجب گفتم صغری بودی کبری شدی احتمالا
سلامم که باز یادش رفت،عجب!
سیلام
خوبی؟
پس پوستت کلفته،که اینطور....
این سیب ها رو چرا نچیدی تو اخه؟
همه کارا رو من باید بکنم اخه؟