naghmeirani
پسندها
57,389

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • قدم مي زني
    تاريک است
    خياباني ساکت
    بر خلاف هميشه ...

    مي روي
    در مسيري ميان درختان
    صدايي نيست
    جز صداي رودخانه ...

    پيش مي روي
    دوست داري
    تا ابد بروي
    بي وقفه ...

    آرامش است
    که مي بارد
    و پرواز روياهايي
    که در سر داري ...

    به خودت که مي آيي
    رسيده اي
    لبخند مي زني ...

    فردا شب
    با اوج بيشتري
    پرواز خواهي کرد ...!
    سلام!
    خوبی؟
    خوش میذگره؟؟؟
    راستی!
    فینال شروع شده!!!
    بیا رای بده!
    به دوستات هم بگو که رای بدن!

    بهترين آواتار را چه كسي دارد ؟ ( فينال )

    مرسی!
    غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ...

    خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
    خار رنجید ولی هیچ نگفت ...
    ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ...
    دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد ...
    لیک آن خار در آن دست خلید ... و گل از مرگ رهید ...
    صبح فردا که رسید ... خار با شبنمی از خواب پرید ...
    گل صمیمانه به او گفت : سلام ...
    بی نام تو
    شعرهایم مفهومی ندارن
    بی نام تو
    من واژه ایی برای نوشتن ندارم
    بی تو
    هیچ عشقی، رنگی، قشنگی
    در دل دفترم نیست
    نامت جاودانه در دلم
    نامت آسمانیست
    نامت آبیست
    نامت
    نامت
    نام تو خداست
    خواهش ميكنم قابل شما رونداشت وبه نوشته خاي قشنگ شما نمي رسه:gol:
    گریه کن ، دلت سبک شه ، اگه دل مونده تو سینه
    سرت رو بذار رو شونم ، تنها پیشکشم همینه
    بذار این شونه ی نمناک ، تکیه گاه گریه باشه
    بذار این خسته بیفته ، تا شاید دوباره پا شه
    برو ! من اینجا می مونم ، چشم به راهتم همیشه
    می دونم که بر می گردی ، قصمون تموم نمیشه
    گریه کن ، دلت سبک شه ، من فدای گریه هاتم
    تو رو تنها نمیذارم ، تا همیشه پا به پاتم


    کاش می دانستم خدا به راستی

    همان پیرمرد خاموش و آرام خفته در آسمانی است

    که با خیال راحت در ابرها آرام گرفته است و بازی مخلوقاتش را نگاه می کند !

    یا مردی ست با دست هایی گشوده و چشم هایی نگران

    که با انگشت هایش خط زندگی را بر روی صفحه ي روزگارمان نقش می زند ...

    کاش می دانستم

    به یاری اش می توان چشم دوخت

    یا هر چه روزگار را

    باید

    بر حلول دست هایم باور کنم ؟!

    گفته بود خدا نظاره گر ماست ...

    خوب است ...

    اما

    تو به من بگو

    دست هایش کجاست ؟!...


    آسمان


    امروز خرید کردم! امروز از دختری دو شاخه گل مریم خریدم... امروز از پسر سر چهار راه روزنامه خریدم... امروز پسری نابینا قسمم داد٬ از او فال انبیاء خریدم...امروز پیرزنی با چهره تکیده و قدی خمیده جلویم را گرفت٬ از او یک آدامس بادکنکی خریدم... امروز از زن چادری کنار مترو یک روسري خریدم... امروز دخترکی در مترو نگاهم کرد٬ از او فال حافظ خریدم... امروز از مرد ویولون زن نابینایی یک نغمه ناکوک خریدم٬ دعایم کرد................ امروز آفتاب مهربان بود و من یک جو معرفت خریدم.......
    سلام نغمه جان
    منم خوشحالم که باز اینجام
    در مورد تازه واردی هم فک کنم یه اشکال فنیه که گریبان چند نفر دیگه هم به غیر از من رو گرفته البته زیاد مهم نیست انشالله درست میشه اگه هم نشه بازم مهم نیست آخه تازه واردی هم خودش یه حس خوبیه!!!


    من از خورشيد خيلي سپاسگزارم! خورشيد شب نداشت ... ماه نداشت ... ستاره نداشت ...‌ خواب نداشت ... با وجود اين، هر روز صبح زود مرا از خواب بيدار مي كرد ...!

    دفتر خاطرات فرشته ها/ كامبيز درم بخش
    حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند:
    به دوستان و نزدیکان خود کمک و یاری رسانید، چه ظالم باشند و چه مظلوم!
    جمعی از صحابه که در محضر ایشان بودند عرض کردند یا رسول الله، یاری نمودن به مظلوم را دانستیم، اما ظالم را ؟!!!
    فرمودند: در مقابل ظالم بایستید و وی را از ادامه ظلم باز دارید.:gol:
    ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
    که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
    براي رسيدن به كاميابي نبايد از شكست هاي پيشين خيلي ساده بگذريد، شناخت موشكافانه آنها، پيشرفت شما را در پي خواهد داشت. اُرد بزرگ:gol:


    به آنچه چشمانت می گویند

    باور نداشته باش !

    همه ی آنچه نشان می دهند، محدودیت است ...

    با ادراکت بنگر

    برای درک آنچه می دانی ...

    و آنگاه

    راه پرواز گشوده خواهد شد ...!
    امیرالمومنین حضرت علی (ع) فرمودند:
    همانا این دلها همانند بدنها افسرده می شوند، پس برای شادابی دلها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجوئید.
    سلام بر عزیز دل
    خوبید؟
    نماز و روزه ها قبول حق
    عزیز دل ببخشید دیر جواب دادم شرمنده کمی گرفتارم و زیاد وقت نمیکنم بیام باشگاه
    ولی همیشه به یاد دوستان گلم مثل شما هستم
    شاد و موفق در پناه خدا باشید
    خوشحالم کردید



    می بایست از همه چیز خالی شد ...

    پاهایم، مرا تا ابد خواهند برد ...

    دست هایم، لمس خواهند کرد محیط را ...

    گوش هایم، صدای بلوغ موج ها را درک خواهند کرد ...

    چشم هایم، خیره خواهند ماند به روشنایِ دل انگیز ستایش ...

    و لبم، بوسه خواهد زد، بر دستان خدا ...


    لایه هایی از خاک و دیروزها ...

    سایه ها در مهِ حرف هایی که نتوانستم بر زبان بیاورم ، محو می شوند ...!

    همين ...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا