رد پای احساس ...

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
..
چشم‌هات
خورشید را هم زخم می‌زنند
من که جای خود!



رضا کاظمی
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش

نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد
نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را
نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند
ولی ای دوست
اگر روزی رفیقی مهربان آمد
زتو پرسید فلانی کو...؟؟!
بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد

ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:
امید من .... بود.
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا