Recent content by sar sia

  1. sar sia

    دوست دارم ...♡ شما کامل کنید

    دوست دارم تو کارم پیشرفت کنم
  2. sar sia

    یادته اولین پستی که تو باشگاه مهندسان ایران ارسال کردی چی بود؟

    اولین پست رو یادم نیست ولی چیزی که یادمه میخواستم یه موبایل جدید بخرم اینجا تایپیک زدم که کاربر گرامی(yas87) جوابمو داد جالبه فقط ایشان پاسخ دادن از ایشان متشکرم
  3. sar sia

    اشعار بدون نقطه

    در هوای لاله صحرائی ام در سر هر کو رسد رسوائی ام واله و آواره ام ای ماهرو کی رود دردم مرا آرائی ام
  4. sar sia

    قديمي هاي باشگاه كجاييد؟ دقيقا كجاييد :))

    سلام به همگی شاید ما هم قدیمی به حساب بیایم یادش بخیر قبل از اینکه گوشی های هوشمند بیاد سایتها خیلی شلوغ بود بحث و گفتگو و تبادل اطلاعات و گاهی هم دلخوری و جر و بحث
  5. sar sia

    یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

    گوش دادن به چه حرفی؟ به صدای چه کسی؟ این همه شعر نوشتیم برای چه کسی؟ آن که بخشید کسی داشت که جبران بکند! ما ببخشیم عطا را به لقای چه کسی؟
  6. sar sia

    قشنگترین حس تو دنیا چیه؟

    حس داشتن یک همراه خوب میتونه یه همسر باشه یا یه دوست و رفیق
  7. sar sia

    بیا جای خالی جمله ی نفر قبلیت و پر کن

    چرا زمان بعد از افطار زود میگذره؟ نان و پنیر و سبزی
  8. sar sia

    كوي دوست

    تو نیستی که جهان را دوباره جان بدهی مرا توان پریدن به آسمان بدهی مرا که در دل این شهر راه گم کردم مسیر «کوچه‌ی خوش‌بخت» را نشان بدهی چه‌ می‌شود که بیایی و دست‌هایت را به‌دور گردن من، حلقه، ناگهان، بدهی که شانه‌های تو را باز هم تکان بدهم که شانه‌های مرا باز هم تکان بدهی به چشم‌ خسته‌ی من خیره‌تر...
  9. sar sia

    زمزمه های عاشقانه

    عشق طرحِ ساده ی لبخند ماست معنی لبخند ما پیوند ماست عشق را با دست های مهربان هر که قسمت میکند مانند ماست عشق یعنی اینکه ما باور کنیم یک دلِ دیگر ارادتمندِ ماست
  10. sar sia

    🔺️هوای تو... ♡

    یکدم ز بی‌وفایی عالم غمت مباد یک عمر عاشقی کن و یکدم غمت مباد مردم به هر که آینه شد سنگ می‌زنند از طعنه‌های عالم و آدم غمت مباد گفت: اولین نشانۀ عاشق شدن غم است؟ بوسیدمش به گریه و گفتم: غمت مباد روزی اگر قرار شد از هم جدا شویم من می‌روم ز یاد تو کم‌کم، غمت مباد دلشوره‌ٔ وصال و پریشانی فراق از...
  11. sar sia

    دل نوشته های دلتنگی

    روزگاری که طبیبان همه خود بیمارند دردها مثل بلا بر سرمان می بارند کوچه ها پر ز عبورست ولی چشمی نیست خانه ها پنجره شان نیست همه دیوارند گریه میکرد گلی در تب یک روزنه گفت "چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند" ما که جز گریه ندیدیم خدا میداند خنده ی پنجره زیباست ولی نگذارند کاش چوپان رهایی بشر جلوه...
  12. sar sia

    از چه چیز نفر قبلیت خوشت میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    از فونت نام کاربریش
  13. sar sia

    رد پای احساس ...

    چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجهء شیر که شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخش زندگی پیش من ای مرگ حقیرست حقیر منّتی بر سر من نیست اگر عمری هست پیش این ماهی دلمرده چه دریا چه کویر چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر از تهیدستی خود...
  14. sar sia

    ثانیه های خاکستری...

    گاهی خیال می‌کنم از من بریده‌ای بهتر ز من برای دلت برگزیده‌ای از خود سؤال می‌کنم آیا چه کرده‌ام؟ در فکر فرو می‌روم از من چه دیده‌ای؟ فرصت نمیدهی که کمی درد دل کنم گویا از این نمونه مکرر شنیده‌ای از من عبور می‌کنی و دم نمی‌زنی تنها دلم خوشست که شاید ندیده‌ای یک روز می‌رسد که در آغوش گیرمت...
بالا