دلا رو سوی دلداری ، که مهر و سادگی دارد
کسی که در رَهِ دلدادگی آمادگی دارد
دلی مملوِّ دل رحمی ، سَری در راهِ سَرداری
کلامی در رَهِ اِصلاح ، مَرامی در هواداری
هَماره رای او محکم ، دمادم روی او مَسرور
و مالامالِ دلگرمی ، حسود همواره گردد کور
اگر او را دهی دل ، او ، دَهَد سَر در رَهِ دلدار
کسی که...