نتایح جستجو

  1. sar sia

    یادداشت کن !

    گاهی بیشترین ضربه رو نزدیک ترین فرد به ما میزنه
  2. sar sia

    🔺️هوای تو... ♡

    ناله‌ای زندانی‌ ام، ایکاش آزادم کنی من سکوتی بی‌قرارم، کاش فریادم کنی شهر متروکم، پراز کینه، پراز نفرت، ولی آرزو دارم بیایی عشق آبادم کنی فاضل نظری
  3. sar sia

    دل نوشته های دلتنگی

    تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را منِ شاعر به چه تشبیه کنم یلدا را؟ مثل یک کودک مبهوت که مجبور شود تا به نقاشی‌اش آبی نکشد دریا را حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غمِ ناپیدا را عطر تو شعر بلندی است رها در همه سو کاش یک باد به کشفت برساند ما را تو همانی که شبی پر هیجان...
  4. sar sia

    🔺️🔻من اینطوریم... شما چطور؟

    برق داریم من معمولا بعد از ظهر نمیخوابم شما چطور
  5. sar sia

    بیا جای خالی جمله ی نفر قبلیت و پر کن

    شیرین دوست فرهاد است وطن
  6. sar sia

    👀بازی با کلمات👀

    شیرینی
  7. sar sia

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    جان پس از عمری دویدن لحظه‌ای آسوده بود عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود عقل با دل روبه‌رو شد صبح دلتنگی بخیر! عقل بر میگشت راهی را که دل پیموده بود
  8. sar sia

    👀بازی با کلمات👀

    ایمن
  9. sar sia

    زمزمه های عاشقانه

    چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون
  10. sar sia

    🔺️🔻من اینطوریم... شما چطور؟

    خیر من سحرخیز هستم شما چطور
  11. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    به این که ناهار چی بخورم
  12. sar sia

    رد پای احساس ...

    دل شود روشن زشمع اعتراف با کس ار بد کرده ای حاشا مکن ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
  13. sar sia

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
  14. sar sia

    👀بازی با کلمات👀

    نیستان
  15. sar sia

    هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

    امیدوارم این جنگ هر چه زود تر تمام بشه
  16. sar sia

    الان چه حسي داري؟

    گرسنگی
  17. sar sia

    🔺️🔻من اینطوریم... شما چطور؟

    نه من نخوردم من خوابم میاد شما چطور
  18. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند معنی کور شدن را گره‌ها می‌فهمند سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین قصه‌ی تلخ مرا سرسره‌ها می‌فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره‌ها می‌فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا...
بالا